به نام اهورا مزدا

همت وهوخت وهورشت اندیشه نیک ،گفتار نیک وکردار نیک

۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

زرتشت؛ پایه‌گذار موسیقی مذهبی

تهران:۱۲:۳۵ ,  خبر گزاری مهر۱۳۸۶/۰۹/۱۸
زرتشت؛ پایه‌گذار موسیقی مذهبی


زرتشت برای نخستین بار موسیقی مذهبی را در دنیا پایه‌گذاری کرد و شادی به عنوان یک اصل در آیین زرتشت در آمد.






به گزارش خبرنگار مهر ، اگر چه اطلاع زیادی از دین زرتشت ( دوره مادها ) در دست نیست ولی شواهد حاکی از آن است که موسیقی در این دوره گسترش قابل توجهی به ویژه در مراسم مذهبی داشته است . هرودوت مورخ معروف یونان باستان می گوید "مغها ( روحانیون زرتشتی) در دوره هخامنشی نیایشهای مذهبی مربوط به خدایان را با آواز و بدون همراهی با سازهایی نظیر نی اجرا می کردند".  بنابراین عدم استفاده از ساز در موسیقی مذهبی در ادوار گذشته وجود داشته و اثرات آن تا امروز هم دیده می شود.
با آن که زمان زرتشت به درستی مشخص نیست و به اختلاف روایت از حدود 600 میلادی تا سده های 6 و 7 قبل از میلاد گفته شده ، ولی به احتمال زیاد در دوران ماد می زیسته و در صدد اصلاح آیینهای آلوده به خرافات مغها بوده است.
در هر حال بخش اصلی کتاب زرتشت یا اوستا به نام" گاتها" مجموعه ای از شعر آزاد (هجایی) است که با آهنگ و به صورت نیایش (هیمن) خوانده می شد. همچنین بخش دیگر اوستا به نام "یشت" معنی آواز یا آواز نیایش گونه را دارد. گاتها اواسط کتاب یسنا قرار دارد که 17 سرود مذهبی است که احتمامل می رود از سروده های خود زرتشت باشد .
تصور می شود واژه "گاه" در موسیقی سنتی ایران به شکل پسوند در نام دستگاهها و ردیفها، یادگار همان "گات" باستانی باشد که در فارسی میانه یا پهلوی "گاس" به معنی سرود و سپس در فارسی دری به شکل گاه در آمده است.
بنابراین در اوستا بارها توصیه شده است که گاتها را با آواز بخوانند، از این رو زمزمه یا خواندن آهسته در نظر زرتشتیان اهمیت ویژه ای دارد و نیز گفته شده است: "هر گاه کسی گاتها را با آواز نخواند و یا مانع شود کسی به آواز بخواند، مرتکب گناه بزرگی شده است." این بود که زرتشتیان یا آریاییها، دعاهای خود را که موزون و آهنگین بود، می سرودند و معتقد بودند اگر چنین باشد، تأثیر آنها به مراتب بیشتر می شود.
موسیقی مذهبی را نخستین بار زرتشت به کار گرفت و هنوز هم در دنیا از الحان او استفاده می ‌کنند و این امر در آیین زرتشت به صورت یک اصل در آمد، به طوری که در" هفتن یشت " شادی نکردن را به عنوان یک گناه به شمار می آورد.
سروش که در اوستا به صورت "سروشه" از آن یاد شده و در زبان پهلوی به شکل سروش در آمده، نام فرشته ای بود که در آیین زرتشت جایگاه والایی داشت و روز هفدهم هر ماه شمسی را منسوب به او می دانستند. در آن روز به نیایشگاهها رفته و دعا می خواندند، در این روز تفسیر و ترجمه پهلوی اوستا را نیز با آهنگ و آواز خوش می خواندند .

پيشگويي هاي زرتشت

پيشگويي هاي زرتشت از آينده ايران

پيشگويي شگفت انگيزجاماسب ازاوضاع گرفتارايران درآينده ( برگزيده هاي از يشت ها ) :
گشتاسب شاه پرسيد : اين دين ( زرتشتی ) چند سال برقرار خواهد بود و پس از آن چه هنگام و چه زمانه اي است ؟
1  ) "جاماسب بيتخش " پاسخ داد : که اين دين هزار سال روا باشد پس از آن مردماني که هم پيمان شکن هستند با يکديگر رشک و دروغ کنند و سبب شود که ايرانشهر ( مملکت ايران زمين ) به دست تازيان سپارده شود و تازيان هر روز نيرومندتر شوند و شهر شهر را تسخير کنند . ( همانطور که سپاه تازي به ايران حمله کرد و شهرهاي ايران را يکي پس از ديگري تصرف کرد و ايرانيان را وادار به پذيرفتن اسلام يا دادن خراج کردند  )
2  ) مردم ايران زمين به نابکاري - فساد - رذيلت و دروغ گرويده و از روش کردار نيکو آزرده ميوشند و کناره گرفته  .
3  ) آمار گنجهاي ايرانشهر رو به گسترش مي رود و زرين و سيمين ها براي فرمانروايان انبار مي شود  .
4  ) سپس همه اينها ناپديد شود و بسيار گنجهاي پادشاهان ايران به دست دشمنان رسد و مرگ بي زمانه و نابهنگام گسترش يابد. ( همانطور که کاخهاي مدائن توسط سپاهيان اسلام غارت شد و گنجها و زمردهاي چندين دهه پادشاهي ايران و فرشها ابريشم ساسانيان توسط تازيان تکه تکه و غارت شد  . )
5  ) همه ايرانشهر به دست دشمنان تازي افتد و انيران ( ضد ايرانيان ) در ايران فراوان شوند به طوري که ايراني از انيراني مشخص نشود  .
6  ) در آن زمان " توانگران بد انديش" بر درويشان پيشي ميگيرند و آزادگان و بزرگان ايرانهشر در رنج و سختي زندگي خواهند کرد  .
7  ) به جايي خواهد رسيد که فرزندي را که زايند بفروشند و پسر مادر را زند و برادر بر برادر رحم نکند و براي کسب خواسته هاي خود از يکديگر درگير شوند . ( به وضوح در ايران ديده شده که عده اي فرزندان خودشان را براي گرفتن مقداري پول حراج ميکنند به طوري که روزنامه ايران چند ماه پيش خبر داد زني جنين خود را در شکم اش به مبلغ  1.5  ميليون تومان فروخت و آن پول را براي دادن پول پيش خانه پرداخت کرد  !!! )
8  ) مردان زن صفت که ناپديد بودند در ايرانشهر هويدا ميشوند و دروغ گسترده ميشود . همانطور که فردوسي بزرگ در اين باره فرموده است ( بعد از فتح ايران بدست اسلاميان تازي ايران اينگونه خواهد شد  ):
چو با تخت منبر برابر شود********* همه نام "بوبکر" و "عمٌر" شود
تبه گردد اين رنجهاي دراز **********شود ناسزا شاه گردن فراز
نه تخت و نه ديهيم بيني نه شهر********* ز اختر همه تازيان راست بهر
برنجد يکي ديگري برخورد******** به داد و به بخشش کسي ننگرد
ز پيمان بگردند و از راستي********* گرامي شود کژي و کاستي
پياده شود مردم جنگجوي********** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوي
ربايد همي اين از آن آن******** زين ز نفرين ندانند باز آفرين
نهاني بتر زآشکارا شود********* دل شاهشان سنگ خارا شود
بدانديش گردد پدر بر پسر******** پسر بر پدر همچنين چاره گر
شود بنده ي بي هنر شهريار******** نژاد و بزرگي نيايد به کار
به گيتي نماند کسي را وفا ********روان و زبانها شود پر جفا
ازايران واز ترک و از تازيان *********نژادي پديد آيد اندر ميان
نه دهقان نه ترک و نه تازي *********بود سخن ها به کردار بازي
همه گنجها زير دامن نهند *********بميرند و کوشش به دشمن دهند
9  ) ( اتمسفر و هواي ) ايرانشهر رو به آشفتگي و سرماي سخت و گرماي سخت مي رود و نباتات کم شود  .
10  ) از آن پس زمين لرزه ( بوم گزندک ) در آنجا زياد پديدار شود و ويراني ها به بار آورد . باران بي موقع و بي سود باريدن ميکند  .
11  ) سوار پيدا ميشود و پيداه سوار ميشود و دوران به دست نا اهلان و نابخردان گذرد . ( دقيقا همان صحبتي که فردوسي بزرگ درباره ايران پيش بيني کرده بود و مي بينيم که به واقعيت پيوسته و کساني سردمدار ايران شدند که کارشان چيز ديگري بوده است ) فردوسي  :
پياده شود مردم جنگجوي******** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوي
12  ) مردان روي به دلقکي و لوده گري و رياکاري روي خواهند آورد و مردان جنگجو کم شود و نابکاري گسترش يابد و قلب ها از سنگ شود و سرداران نابکار و نالايق روي کار خواهند رفت  .
13  ) پادشاهي و حکمراني ايران بدست کساني خواهد افتاد که انيران اند و در ظاهر بسيار دين مدار و آئيين و مسلک دار هستند.
14  ) آن تازيان با ارميان و ترکان مخلوط شوند و کشور بلبشو و نژادها عجيب و پليد شود  .
و  . . .
سپس گفتگوي زرتشت با اورمزد است که آينده ايران را پرسش ميکند ( از بهمن يشت  ) :

1  ) در آن پست ترين هنگام  100  گونه و  1000  گونه و  10000  گونه ديوان ژوليده موي از تخمه خشم از راه برسند  .
2  ) آن بد تخمان از خطه خراسان به ايرانشهر بريزند و با پرچمي با موهاي ژوليده و ظاهري نا آراسته از راه ميرسند که همگي مزدور مي باشند  .
3  ) سپس شهرها و دهها به ترتيب ويران ميشوند و آنان که من اورمزد آفريدم همگي در نابودي قرار ميگرند  .
4  ) آنان فريب کار بوده و آنچه که ميگويند نمي کنند . و بدترين مرام و مسلک را دارند . چون از دروغ وارد ميشوند . آنان به گفته هاي خود عمل نميکنند و در سخن خود استوار نيستند  .
5  ) گفتار مردان حق به آنان ناراست آيد و گفتار راست آنان شک برانگيز خواهد شد . در عوض گفتار نابخردان - فتوي دهندگان ناحق و فريب کاران براي آنان راست آيد  .
6  ) در ان زمان سوگند هاي دروغين زياد خورند و به زور به چيزي گواهي ميدهند و به اورمزد ناسزا گويند  .
7  ) از گناهاني که مردم کنند از هر  5  گناه  3  گناه را پيشوايان ديني کنند و آنان کساني هستند که با نياکان دشمن هستند و عبادتي که خود گويند انجام ندهند و از دوزخ بيمي ندارند  .
8  ) آب رودخانه ها کاسته شود و خشکسالي رواج يابد  .
9  ) پادشاهي و فرمانروايي ايرانشهر به دست انيران افتد و همچون سغديان و ترکان و کابليان و تازيان باشند . ايشان چنان فرمانروايي بدي کنند که که مرد پرهيزگار و فرد بد کنش- کشتن هردو در نزد آنان يکي باشد  .
و  . . .
زراتشت نامه هم که در سال  1278  ميلادي  ( 727  سال پيش ) توسط بهرام بن پژدو نوشته شد پيشگويي ها يش را از اينده وخيم ايران به صورت شعر در آورده  :


به ايران بباشد سه جنگ تمام ****** بسي کشته گردند مردان نام
همه پارس و شيراز پرغم شود ******به جاي طرب رنج و ماتم شود
بود حکمراني آن ديو کين ****** که دين بهي را زند بر زمين
نيابي در آن مردمان يک هنر ******* مگر کينه و فتنه و شور و شر
و  . . .
متاسفانه مي بينيم که پيشگويي ها يکي پس از ديگري به حقيقت مي پيوندند و امروز ما نوادگان کورش هستيم که ميتوانيم سرنوشت ايران را از اين گرفتاري ها نجات دهيم  .

در گاتها اهریمن نقطه مقابل اهورا مزدا نیست!

در گاتها اهریمن نقطه مقابل اهورا مزدا نیست!

از چیزی که در گاتها هیچ صحبت آن نیست آن منازعات هرمزد و اهریمن است از این جنگ وستیز دانمی که مایه ی آنهمه مباحثات گردید و در سر آن اشتباهات بزرگ برخاست روح زرتشت هیچ خبری از آن ندارد در سراسر گاتها اهورا مزدا یگانه آفریدگار جهان مادی و مینوی است و سر چشمه ی همه ی نیکیها و خوبی ها ست در مقابل او آفریدگار یا فاعل شری وجود ندارد انگره مینو یا خرد خبیث که بعد ها به مرور ایام اهریمن گردید و زشتیهای جهانی از اوست در مقابل اهورا مزدا نیست بلکه در مقابل سپنتا مینوست که خرد مقدس است جهان مادی آمیخته است از بدی وخوبی، سیاهی در مقابل سپیدی، تاریکی در مقابل روشنایی.
 سپنتا مینو یا خرد مقدس یک قوه ی نیکی است که، از آن اهورا مزداست و در واقع این زد و خورد ها بین دو قوه شر و نیک است در هر جای گاتها که صحبت از انگره مینو شده است آن را در مقابل سپنتا مینو می بینیم نه در مقابل اهورا مزدا چنانکه در یسنای 45 قطعه ی دوم گوید:( من میخواهم سخن بدارم از آن دو گوهری که در آغاز زندگانی وجود داشتند، از آن دو، آن گوهر پاک چنین گفت به گوهر پلید: از ما دو نه منش نه آموزش نه خرد ونه کیش نه گفتار ونه کردار نه دین نه روان با هم در سازش نیست) 
 از آنکه سپنتا مینو قوه اهورا مزداست و نه خود او به خوبی و به طور واضح از یسنا 33-12 و یسنا 43-2 و یسنا 51-7 و یسنا 44-7 بر میآید مثلا" در یسنا 33 قطعه 12 زرتشت بخشایش و رحمت اهورا مزدا را بتوسط سپنتا مینو و فرشتگانش درخواست نموده، گوید( ای اهورا مزدا خود را به من نمایان ساز به دستیاری آرمتی تواناییم بخش. به توسط اشا از پاداش نیک بهره مندم ساز. به دستیاری وهومنا توانایم کن) و گذشته از این در هر شش قطعه یسنای 47 صریح و آشکار از سپنتا مینو سخن رفته است و نیز باید بگوییم که صفات زشت دیگری نیز غیر از انگره مینو وجود دارد که در مقابل سایر صفات اهورا مزدا هستند .
مثلا" آرمیتی که بمعنی محبت و بردباری و فروتنی است ویکی از صفات اهورا مزدا می باشد در مقابلش صفت زشتی چون " ترَماتی " (ترمنش) وجود دارد که به معنی خیره سری و خود ستایی است و در مقابل وهومنا که به معنی پاک منشی و نیک سرشتی است " آکم مانو " ( آک منش ) که بمعنی زشت نهاد و بد منش می باشد موجود است این هردو لغت در یسنا 33- 4 آمده است.

 برگرفته: { ازنسک اوستا نوشته ی استاد گرانقدر ابراهیم پور داوود }

پیام زرتشت


هزاران سال پیش از گاه میلاد که گیتی بد سراسر جنگ و بیداد
تو ای زرتشت پاک روشنایی بیاوردی پیام آشنایی
نوید آشتی دادی بشر را ستردی از نهادش رنگ شر را
بیفشاندی زخود نور خرد را شناساندی نهاد نیک و بد را
نمایاندی بما با هوشیاری سه مشعل رهنمون کامکاری
سه بنیاد رسا و جاودانه که زان بهتر نباشد در زمانه
به اندیشه ی نکو جان زنده کردی به گفتار نکو تابنده کردی
به کردار نکو پاینده کردی سرشت آدمی ارزنده کردی
خرد گفتی که در جانها اهوراست که اهریمن نشان تیرگیها ست
بما گفتی خرد را پیشه سازیم وهومن مایه اندیشه سازیم
نگفتی اختیار از آن ما نیست رهایی جز بدلخواه خدا نیست
نگفتی آب کوثر در بهشت است نترساندی که دوزخ سرنوشت است
نگفتی مان خدا را بنده باشیم هراسان از گنه شرمنده باشیم
تو گاهان درخشان را سرودی بفرزان اشا مان ره نمودی
خرد را گوهر اندیشه کردی خرد ورزی و دانش پیشه کردی
بما آموختی هان کار کن کار که کار تست با تیمار پیکار
زن و مردند یکسان در اوستا کسی برتر که جوید راه اشا
بهشت جاودان ما همین است بهشت آنجا که دانش برترین است
بهشت گمرهان دیگر جهانست بهشت ما زمین و آسمان است
دروجان دینشان دیوان پرستی است اشویان مهرشان پیمان هستی است
بهشت آنجاست کازاری نباشد برای جنگ افزاری نباشد
هرآنکس کو برد سوی اشا راه بفرجام رسایی باشدش گاه
                                                                                                  "دکتر پرویز کوپایی"

دبستان المذاهب - مجلد اول آذر کیوان

نماز در دین اشو زرتشت

نماز یکی از عبادت‌های مزدیسنا است که برای داشتن توجه همیشگی به دستورهای دینی و سپاسگزاری خدا گزارده می‌شود. این دستورات عمدتاً ماهیتی اخلاقی دارند

هنگامی که کودکی در یک خانواده زرتشتی به سن «رشد فکری» می‌رسد و دین زرتشت را می‌پذیرد، پس از سدره‌پوشی به تکلیف می‌رسد. سن رشد فکری معمولاً میان ۸ تا ۱۵ سالگی (بیشتر ۹ تا ۱۱ سالگی)است.

امروزه نماز پنجگانه را معمولاً موبدان می‌گزارند و بیشتر زرتشتیان به خواندن دعاهای صبحگاه و شامگاه اکتفا می‌کنند.

آمادگی
پیش از نماز گزاردن، باید کارهای زیر را انجام داد:
* پاکی تن در هنگام آغاز نماز
* پوشیدن سِدره و کُشتی
* پاک بودن لباس از آلایش
* شستن دست و رو
* رو نمودن به قبله
گاه‌ها و هنگام نماز
زرتشتیان هر روز در ۵ گاه اهورامزدا را نماز می‌گزارند و هنگام این نمازها دارای محدودیت زمانی است.
گاه مدت زمانی
از تا
هاوَن طلوع خورشید نیمروز
رَپتوَن نیمروز ساعت ۳ بعد از ظهر
اُوزیرَن ساعت ۳ بعد از ظهر غروب خورشید
اَئیوی‌سَروترم (سروثَرم) غروب خورشید نیمه شب
اُشَهِن (اوشَهی ناای-اشمن) نیمه شب طلوع خورشید

معمولاً در فصل زمستان، گاهِ رپیتون که هنگام گرما است؛ خوانده نمی‌شود.
قبله
قبله زرتشتیان نور و روشنایی است. آنان می‌توانند در روزها به سوی خورشید و شب‌ها در برابر نور ماه، آتش، شمع یا چراغ روشن نماز بخوانند. زرتشتیان تنها در آتشکده رو به آتش نماز می‌گزارند و حتی کسانی که در همسایگی یک آتشکده هستند نیز رو به آن نیایش نمی‌کنند. آتش در مزدیسنا نماد «اشه» است. آتش موجود در آتشکده به عنوان درفش مزدیسنا و نماد هویت دینی–فرهنگی زرتشتیان به شمار می‌رود.زرتشتیان معتقدند نمی‎‌توان برای خدا حدود و جهاتی قايل شد، و به دستور زرتشت نور را به عنوان نمادی از فروغمندی اهورامزدا نماز می‌گزارند.
آتش‌پرستی
در میان برخی از عامه مردم، پنداشته‌می‌شود که نمازگزاری زرتشتیان به سوی آتش، آتش‌پرستی است اما در واقع نمازگزاردن رو به آتش، به عنوان پرستش آتش به جای خدا نیست  همانند استفاده از مهر توسط شیعیان.
چگونگی
نماز زرتشتی به زبان اوستایی است  و با چنین جملاتی آغاز می‌شود:
« به نام خداوند بخشنده مهربان

خشنود گردانم، اهورامزدا! باور دارم دین مزداپرستی را كه آوردهٔ زرتشت است. پيرو آموزشهای اهورایی هستم كه از دیو (دروغ) و دوگانه‌پرستی به دور است.

پس از این زمزمه‌ها، نماز ویژه هز گاه خوانده می‌شود که دوبخشی است. در بخش نخست فرشته مربوط به آن گاه، و در بخش دوم همتای دنیایی او ستایش می‌شود. این دو بخش بر اساس داشتن دو جنبه «مُلکی» و «ملکوتی» هر چیزی است که هردو باید پاک و منطبق بر هم باشند.

دستور آذركيوان