زرتشت به من درست بودن ، درست برخورد کردن ، درست فکر کردن ، درست دیدن و درست پنداشتن را آموخت. با نگاهی گذرا به گات ها (کتاب مقدس زرتشت) ، آرامشی شیرین در آن جستم ، روانم آرام شد و در خود حس نیک بودن را تجربه کردم. با خواندن بخش هایی از گات ها ، فهمیدم که زرتشت در افکار و فلسفه ی خود برای مردمانش نیک ترین ، آرامش بخش ترین ، راست ترین و شادترین راه را به آنان نشان داده تا خود را و دنیای خود را نیک بسازند. در هیچ جای گفتار زرتشت ، از سرکوب ، از کشتار ، از نفرین ، از تحمیل و از اندوه و غم سخنی به میان نیاورده است. هیچگاه زرتشت در کتابش ، قومی را به سبب داشتن آیینی دیگر سرکوب نکرده و تنها تلاش او شناساندن راه نیک و راه درست به مردمان سرزمینش بوده بدون اینکه آن را به زور بر کسی بازخواند. آیین زرتشت ، یعنی آیین راستگویی و درست کاری...
در اندیشه و پیام اشوزرتشت خداوندِ هستی بخش، اهورامزدا نام دارد. اهورا "یعنی هستی بخش"، مز یعنی "بزرگ" و دا از "دانش و دانایی" آمده است. از این دیدگاه خداوند هستی بخش بزرگ دانا است. پس انسان را بنده و برده ی خویش نمی داند بلکه با خرد (منه) و وجدانی(دائنه) که به انسان بخشیده، جایگاه ارزشمند انسانی و دانایی را به او پیشنهاد کرده است. از دیدگاه اشوزرتشت، خداوند کینه توز، انتقام جو، خشمناک و مجازات گر نیست، بلکه سراسر نیکی و داد است.
به نام اهورا مزدا
همت وهوخت وهورشت اندیشه نیک ،گفتار نیک وکردار نیک
۱۳۸۹ آذر ۲۲, دوشنبه
چرا زرتشت و آیین اورا دوست داریم :
برچسبها:
چرا زرتشت و آیین اورا دوست داریم :
ياري پارسيان هند به ايرانيان زرتشتي
| | | |
| پارسیان در سال های پایانی سده نوزدهم و سال های نخستین سده بيستم ميلادي ، دومووسسه بزرگ را براي ياري رساندن به همكيشان خود در ايران بنیان نهادند : ١ ) انجمن اكابر پارسیان هند. ٢ ) انجمن زرتشتيان ايراني ـ بمبئي . اين دو انجمن، كه سال ها سرپرستي مووسسات مهم زرتشتي در يزد و تهران را به عهده داشتند، تحولات اساسی و بنيادين در جامعه زرتشتي ايجاد نمودند كه هنوز هم تا به امروز جامعه زرتشتي ازثروت و تفكر آن ها استفاده مي كند. این انجمن ها چرا و با چه انگیزه ای سرمایه های کلان و مدیریت های قوی را برای ایجاد پایه های آموزش و فرهنگ در ایران به کار بستند؟ مطالعه تاریخ این انجمن ها و سرگذشت سازمان ها و انجمن هايي كه باني آنها پارسيان بوده اند ، به ما یاری می دهد تا دریابیم که مهمترین نیرویی که آنها را به ایران کشاند و توانستند زرتشتیان را نجات دهند و ایرانیان زرتشتی را از فقر فرهنگی نجات دهند؛ دو عامل «عشق به ایران» و «باور به دین پاک اشوزرتشت» بوده است. در اين گفتار تاريخچه این انجمن ها آورده شده است: انجمن اكابر پارسیان هند پارسیان كه از نابساماني، فشارهاي تعصب مذهبي، بي سوادي و فقر در جامعه زرتشتي آگاه شده بودند ، ابتدا در سال 1854م. نخستین نماینده خود ــ مانگجي ــ را براي مشاهده احوال زرتشتيان وگزارش اوضاع، به ايران فرستادند. ايشان در نامه هايي به هند ( كه متن آنها بسيار تكان دهنده است ) مشكلات و بدبختي های زرتشتيان را به هند گزارش كرد ( گويا اين نامه ها چاپ شده است). پارسیان علاقه مند به همكيشان خود در ايران ، پس از مطالعه اين گزارش The Persian Zoroastrian Amelio Ration ( «انجمن اصلاح حال زرتشتيان ايران» ) را در سال 1855 م. بنیان نهادند. اين انجمن بعدها به نام « اكابر پارسیان هند » معروف شد. نخستين نماينده اين انجمن در ايران، روانشاد مانگجي بود . از اقدامات اساسي او الغاي جزيه در سال 1872 م . بود . ايجاد مدارس زرتشتي ، يافتن استعدادهاي درخشان ، برگزاري سدره پوشی، گهنبارها و جشن ها و غيره از ديگر كارهاي فرهنگي او بود. دومين نماينده انجمن اكابر ، روانشاد كيخسرو كوچه بيوكي بود . او ليسانسيه بود و در سال 1890 م . پس از درگذشت مانگجي به ايران آمد . تأسيس انجمن ناصري زرتشتيان يزد و كرمان از ابتكارات اوست . از ناصرالدين شاه لقب « خانصاحب » گرفت . او در سال 1893 م . در كرمان کشته شد. اردشير ادلجي ريپورتر سومين نماينده اي است كه مامور امور زرتشتیان در ايران شد. در زمان او مدرسه هاي زرتشتيان در روستاهاي يزد تأسيس شد . تاريخ درباره او قضاوت هاي گوناگون كرده است . او از با نفوذترين چهره هاي سياسي ـ فرهنگي دوره رضاشاه بود و به علت قدرت بيان كم نظير به انگليسي و فارسي از نوابغ زمان خود بود . روانشاد پستن جي تسكر ، چهارمين نماينده انجمن اكابر بود . تدریس و سكونت در مدرسه كيخسروي يزد و رسيدگي به امور ١٣ دبستان روستاها از وظايف او بود . در اين زمان سرپرستي زرتشتيان در تهران ، يزد و كرمان به عهده انجمن هاي زرتشتيان محل واگذار شده بود و مشكلات و مسایل با مشاركت اين انجمن ها حل مي شد و آنهايي كه در محل قابل حل نبود، به روانشاد كيخسرو شاهرخ نماينده زرتشتيان در مجلس شوراي ملي ارجاع مي شد. پنجمين نماينده این انجمن در ایران، روانشاد دستور پشوتن بود. از كارهاي او اتحادي بود كه بين مدارس يزد به وجود آورد . مدرسه هاي خسروي، دينياري و كيخسروي در زمان او داراي معلم هاي مشترك شدند و هر زمان كه لازم بود جلسه مشترك مديران را تشكيل مي داد. نماينده ششم روانشاد فرامرز سهراب ماستر بود. ايشان ساختمان مدرسه كيخسروي را تعمير و كلاس بندي كرد . مدرسه متوسط كيخسروي را جايگزين مدرسه ابتدايي كيخسروي نمود. سنگ بناي آتش بهرام و دبيرستان نوبنياد كيخسروي در زمان ايشان به دست بانوي دهشمند همابايي مهتا دختر پتيت با حضور شوهرش جهانگير مهتا و هم چنين پشوتن ماركار و كلنل مهربان ايراني و ديگر پارسيان در سال 1313 خورشيدي نهاده شد . رستم اسفنديارخان صاحب كه داراي دانشنامه تحصيلات عالي از دانشگاه پونه هند بود ، نماينده بعدي انجمن اكابر بود . ايشان به تدريس انگليسي و علوم در دبيرستان كيخسروي و سرپرستي مدارس روستاها اشتغال داشت . آخرين نماينده از هند جهانبخش دارو والا بود . ايشان استاد زبان و ادبيات انگليسي از دانشگاه هند بود. با اقدامات او ساختمان نو بنياد آتش بهرام يزد به دست ارباب رستم گيو گشايش يافت . اين ساختمان از دهش خانواده پتيت و به كوشش و سرپرستي ارباب جمشيد امانت تكميل گرديد . جمشيد پيشدادي از زمان ورود دارو دارو والا به يزد تا مراجعت به هند معاون ايشان بود . جهانخش دارو والا نويسنده اي توانا بود و چندي مقالاتش در مجله هوخت به چاپ مي رسيد . پس از مراجعت او به هند ، اداره مدارس شهر و روستا به انجمن يزد واگذار شد و پرداختي ها كه هنوز هم از هند مي آمد، توسط انجمن و به سرپرستي بهرام سروش فرهمند انجام مي گرفت . چندي پس از آن نمايندگي انجمن اكابر به ارباب سهراب رستم كيانيان و بعد از مدتي به علت كسالت ايشان ، به ميرزا سروش لهراسب واگذار گرديد . این انجمن، به نام « انجمن بهبود زرتشتيان ايران » معروف به « انجمن اكابر پارسيان هند» به شماره 456 در تاريخ 21/3/1339 ( خورشيدي ) در اداره ثبت شركت ها و علائم تجاري تهران به ثبت رسيد . اداره امور دبيرستان كيخسروي ، آتش بهرام يزد ، 13 باب دبستان هاي روستاها و پرداخت بودجه سالانه مدارس و گهنبارها ، آب انبارها ، جوايز ، عروسي دختران فقير ، پرداخت دستمزد كاركنان همه بنيادهاي زرتشتي و غيره به عهده نمايندگان انجمن اكابر پارسيان بود. پس از اينكه نرخ روپيه هند در مقابل ريال ايران كاهش يافت و فرستادن پول دچار مشكلاتي شد ، تمام هزينه هاي مربوط به آتش بهرام يزد را ارباب فريدون و ارباب مهربان زرتشتي پذيرفتند . و پرداخت مربوط به ساير موارد به عهده انجمن اكابر بود و ... در اين روزگار ، ديگر وضع تغيير كرد. انجمن زرتشتيان ايراني ـ بمبئي زرتشتيان ايران ، به ويژه زرتشتيان ساكن يزد و روستاهاي آن ، براي زندگي آزاد و بهتر ، سواره و پياده از راه بندرعباس عازم بمبئي مي شدند . در بندرعباس ، روانشاد سهراب جي داراب جي پارسي هند كه اداره و مغازه داشت ، به كمك روانشاد رستم جمشيد نصرت بازرگان و پس از او ، شادروان شاهزاده اسفنديار جوانمرد نماينده روانشاد ارباب رستم خدابخش ماونداد ، اين مسافران بينوا ، بي پول و بي كس را حمايت ، كمك و هدايت كرده و رهسپار بمبئي مي كردند . كساني كه در بمبئي خويش و آشنا نداشتند در پذيرشگاه ويژه ايرانيان كه پارسیان ساخته و آماده كرده بودند ، مسكن مي گزيدند و تا زماني كه كار و منزلي نداشتند از محل و غذای رايگان استفاده می كردند . همچنين تعدادي از دختران زرتشتي كه توقف شان در يزد مصلحت نبوده توسط انجمن زرتشتیان یزد به بمبیی گسیل می شده اند و تحت سرپرستي و نظارت و رسيدگي قرار مي گرفتند . براي تمركز اين امور و سازماندهي كمك ها ، بزرگان و خيرانديشان پارسي از جمله پستن جي خورشيد جي ايراني و دينشاه جي جي باي ايراني سليسيتر گرد آمدند و انجمن «زرتشتيان ايراني ـ بمبئي را به رياست پستن جي خورشيد جي ايراني در سال 1918 م . در بمبئي بنيان نهادند . تشكيل اين انجمن مصادف شد با تحريم زرتشتيان يزد از دوا و طبيب و خريد و فروش و غيره كه به علت تبديل لباس شاگردان مدرسه ها صورت گرفته بود . در آن زمان بين زرتشتيان طبيب وجود نداشت . اين موضوع به آگاهي انجمن تازه تأسيس ايراني ـ بمبئي رسيد . انجمن بي درنگ روانشاد دكتر جمشيد پتل را با مقدار زيادي دارو از بمبئي به يزد فرستاد و مطب « سررتن تاتا » در سال 1298 خ . گشايش يافت . هنگامي كه نامبرده براي ازدواج رهسپار هند شد ، دكتر گودرز برادر پستن جي به ايران آمد و تا مراجعت دكتر جمشيد در مطب خدمت كرد . پس از سه سال دكتر جمشيد پتل با زن و فرزند به هند برگشت و دكتر سهراب واتچاگندي جای او را گرفت. پس از او دكتر منوچهر رستم جي وسونا ، در دو نوبت و هر يك سه سال خدمت كرد و بر شهرت مطب افزود. هنگامي كه او به هند بازگشت ، انجمن، دكتر زال را مأمور خدمت در يزد كرد و او دو سال در آنجا ماند . در اين هنگام دكتر خسرو خسروي تحصيلات پزشكي خود را در دانشگاه بمبئي تكميل و از سوي انجمن زرتشتيان ايراني ـ بمبئي به يزد اعزام شد . در بدو ورود او ، در سال 1316 خ. زايشگاه بهمن كه زمين آن را فرزندان شادروان ارباب اردشير مهربان رستم به انجمن ايراني ـ بمبئي اهدا كرده بودند . به همت و سخاوت ارباب گشتاسب خداداد خودي كلا كوچه بيوكي ، به نامگانه فرزند ناكامش بهمن ساخته شده بود ، گشايش يافت . مطب « سررتن تاتا » هم به ساختمان معروف به تلگراف خانه كه در همان سال از پول و خيرات ارباب گشتاسب خدادادي خودي كلا خريداري و به انجمن ايراني ـ بمبئي واگذار شده بود ، منتقل گرديد . دكتر خسرو خسروي مدت دوازه سال هر دو مووسسه را آبرومندانه اداره كرد و در غياب او ( در مسافرت به هند ) ، دكتر مهدي رشتي مطب و زايشگاه را داير نگه داشت . دكتر خسروي قصد اقامت در تهران را داشت به همين سبب دكتر خدارحم ریيس بهرامي به مدت سه سال مطب و زايشگاه را اداره كرد . پس از او دكتر فرخ بهمن جمشيدي عهده دار امور گرديد . در اين زمان ـ با تاسف با قطع و حذف بودجه ارسالي از بمبئي ، مووسسات پزشكي دچار ركود شد . با گشايش زايشگاه شيروخورشيدسرخ، زرتشتيان شهر و روستا به آن مراجعه مي كردند . سيمين خانم صرفه نيا رياست آن را داشتند و زرتشتيان از وسايل و پذيرايي و داروي رايگان برخوردار بودند . اين زايشگاه براي گسترش فضا و كار خود به وسيله سفارت ايران در دهلي و قنسولگري بمبئي به انجمن زرتشتيان ايراني ـ بمبئي نامه نوشت و زايشگاه بهمن طي قراردادي به مدت ده سال به شير و خورشيد سرخ واگذار شد . باافتتاح بيمارستان مجهز و آبرومند گودرز توسط برادران ارباب شاهجهان ، ارباب فريدون ، ارباب اردشير و ارباب مهربان گودرز شاهجهان و هم چنين درمانگاهي در كنار آن به طبابت دكتر بهرام اردشير پوروشسب ، ديگر نيازي به مطب سررتن تاتا نبود و قطع بودجه آن انجمن را نگران نساخت . خدمت ديگر انجمن زرتشتيان ايراني ـ بمبئي ، ايجاد صنعت و پيشه براي زرتشتيان يزد بود. ابتدا دستگاه هاي پارچه بافي و اسباب نجاري و چرخ خياطي توسط منوچهر جي كنتراكتر به يزد فرستاده شد و در منزل اجاره اي سيد محمد شيرازي استقرار يافت در اين زمان ، شادروان پشوتن جي ماركار با معرفي موبد بهرام دينيار هخامنشي و بهمرد يزداني كه يكي از بنيان گزاران انجمن ايران ـ بمبئي بود با ریيس و كارمندان اين انجمن آشنا شد و هدف خود را براي خدمت به هم كيشان در ايران به اطلاع آنها رسانيد . امر مفيد و بنيادي سرپرستي و تعليم و تربيت فرزندان بي كس و يتيم زرتشتي به ماركار پيشنهاد شد و او پذيرفت كه اين مهم را انجام دهد . پرورشگاه پسرانه پشوتن ماركار در شهر يزد به دستور انجمن زرتشتان ايراني ـ بمبئي توسط دكتر جمشيد پتل در سال 1301 خ . در منزلي كه روانشاد ارباب رستم شاه جهان به رايگان در اختيار آنان قرار داده بود با ٢1 نفر يتيم گشايش يافت . سرپرستي اين مجموعه به عهده سه نفر بود : ارباب رستم ماونداد ، ارباب جمشيد بهرام ارس و شاهپور گشتاسب كي نژاد كه از سوي انجمن تعيين شده بودند و به مديريت رستم بهرام نسيمي شروع به كار كرد . اين دانش آموزان براي تحصيل به مدرسه خسروي كه به همت ارباب خسرو شاهجهان تأسيس شده بود و ميرزا فريدون كيامنش مدير آن بود ، فرستاده شده بودند . و پس از انتقال به عمارت شيرازي ( كه كارگرخانه ناميده مي شد ) ، براي تحصيل به مدرسه كيخسروي به مديريت ماستر فرامرز فرستاده شدند . مدرسه كيخسروي قديمي ترين مدرسه زرتشتيان است كه در سال 1286 خ . به وسيله روانشاد ارباب كيخسرو و مهربان رستم و به سرپرستي انجمن اكابر پارسيان هند در یزد داير شده بود . پس از سال 1306 خ . مووسسه ماركار به تدريج پا گرفت و مدرسه هاي پسرانه و دخترانه ماركار داير گرديد . تمام زمين ها ، مدرسه ها ، برج ساعت و ديگر دارايي هاي ماركار در ايران با نظارت و بودجه ي اهدايي او به انجمن زرتشتيان ايراني ـ بمبئي اداره مي شد . و ميرزا سروش لهراسب سرپرستي اين مدارس و مووسسات را تا مدت ها به عهده داشت . انجمن زرتشتيان ايراني ـ بمبئي علاوه بر اين خدمات ، نشر كتاب هاي ديني و فرهنگي را نيز به عهده داشت . گات ها و یشت هاي استاد پورداوود ، پيك مزديسنان ، پيام راستي ، نوآموزمزديسنان ، و بسياري از كتاب هاي استاد پورداوود و عبدالحسين سپنتا توسط اين انجمن منتشر شد . هم چنين براي بالا بردن سطح دانش ديني اقدام به اعزام مانك فريدون ملا در سال 1304 خ . براي سخنراني ديني و اقدام براي ورود موبد زادگان به مدرسه عالي آتوربا نان بمبئي براي تحصيل علوم ديني نمود . اين انجمن در اداره ثبت شركتها و علايم تجاري به شماره 463 مورخ 19/7/1339 به ثبت رسيده است و كليه اسناد مالكيت املاك ماركار به نام اين انجمن صادر گرديد . ناگفته نماند كه ثبت اين انجمن و انجمن اكابر پارسيان به سادگي و سرعت ميسر نشد ، بلكه پس از سالها انتظار و نگراني طبق قانون و مقررات جديدي كه در سال 1337 خ . به تصويب رسيده بود ، پس از طي مراحل و تشريفات در ادارات مختلف و تهيه اسناد و مدارك متعدد از ايران و هند انجام شد . اقدامات اسفنديار مهربان آقا سكرتري از انجمن ايراني ـ بمبئي و رتن شا اينجيير سكرتري از انجمن اكابر پارسيان در تهيه و ارسال مدارك از هند و همكاري ارباب رستم گيو ، ارباب فريدون زرتشتي و سروش خداداد زارع وكيل دادگستري در ثبت اين شركتها فراموش شدني نیست. به طور خلاصه انجمن زرتشتيان ايراني ـ بمبئي در كارنامه خود خدمات زير را به يادگار گزارده و هم چون انجمن اكابر پارسيان نام نيكي در تاريخ زرتشتيان بر جاي نهاده است : تأسيس و نگهداري مطب رتن تاتا ، زايشگاه بهمن ، كارگرخانه جهانگيري ، پرورشگاه يتيمان ماركار ، دبستان و دبيرستان پسرانه و دخترانه ماركار ، ساختمان برج فردوسي ( برج ساعت ميدان ماركار یزد) ، اداره چهارده باب دبستان روستاهاي يزد ، خريد و آبادسازي زمين ها در يزد و تهران پارس تهران و چندين خدمت كوچك و بزرگ ديگر . ریيس هاي اين انجمن تا جايي كه نام آن ها نوشته شده : ١ ) پستن جي خورشيد جي ايراني ٢ ) دينشاه جي بايي سليسيتر ايراني ٣ ) پستن جي دو سابايي ماركار ٤ ) مهندس برزو سهراب آقا ٥ ) كلنل رستمجي كرگات ٦ ) دكتر آذرباد بهرام ايراني و ... پس از چندي طبق يك آيين نامه اجرايي وكالت تملك تمام مايملك و مووسسات ماركار به انجمن زرتشتيان تهران واگذار مي شود . ( اين آيين نامه با امضاي سروش لهراسب و به تاريخ 27 آذرماه 1353 خورشيدي است. | ||
برچسبها:
ياري پارسيان هند به ايرانيان زرتشتي
«میرزا سروش لهراسب»، مدیر، نویسنده و شاعری چیره دست
«میرزا سروش لهراسب» در سال ۱۲۸۳ خورشیدی در باغ جمشید آباد تهران زاده شد. مادرش گوهر خداداد زارع پارسی و پدرش تیرانداز مهربان لهراسب بود. میرزا سروش در سال ۱۳۱۶ خورشیدی با دختری از خانوادهای پارسی به نام پروین ازدواج کرد.
میرزا سروش آموزشهای نخستین و دبیرستان را در مدرسه زرتشتیان، دارالفنون و در کالج آمریکاییان که اینک دبیرستان البرز است گذرانید و زبان انگلیسی را نیز تکمیل نمود. در همین زمان یعنی سال ۱۳۰۳ خورشیدی به خواهش ارباب کیخسرو شاهرخ برای مدیریت و سرپرستی دبستان دینیاری یزد روانهی یزد شد.
وی پس از سه سال زندگی در یزد به تهران بازگشت و دوباره به دستور انجمن زرتشتیان وقت و ارباب کیخسرو شاهرخ رهسپار یزد شد تا مراکز بزرگ آموزشی و تربیتی مارکار یزد را به وجود آورد.
میرزا سروش نظارت و سرپرستی چهارده دبستانهای تابعه انجمن زرتشتیان ایرانی – بمبئی و حتی ساختمان برخی از آنها را به دوش گرفت، وی که از روی راستی به فرهنگ این مرز و بوم خدمت کرده بود به دریافت دو مدال طلا از سوی «پشوتن دوسابایی مارکار» و دو مدال درجه یک علمی از دست وزرای وقت آموزش و پرورش نائل آمد. میرزا سروش نماینده تام الاختیار انجمن زرتشتیان ایرانی – بمبئی در ایران بود.
آن روانشاد نظارت بر ساختمان «برج گاهنمای فردوسی شهر یزد» (برج ساعت)، هدیه پشوتن مارکار و نظارت در ساختمان و اداره «زایشگاه بهمن»، همچنین نظارت، سرپرستی و رسیدگی به مطب و داروخانه «سروش تاتا» را بر دوش داشت. میرزا سروش هموند شورای فرهنگی یزد، همچنین انجمن شهر شهرستان یزد بود. وی مدت چهار سال، افزون بر کارهای یادشده، در سمت مدیریت کارخانه «درخشان یزد» انجام وظیفه نمود و کارخانه را از ورشکستگی نجات داد. بر پا داشتن جشن ها، تاسیسات و سفرهای پیش آهنگی، کتابخانه، انجمنهای ورزشی، سخنرانیهای ماهیانه در موسسات مارکار، از نوآوریهای وی بود. وجود مجتمع بزرگ دینی تربیتی و زیارتی مارکار در تهران نشانهای از دور اندیشی و آیندهنگری آن روانشاد بود. میرزا سروش در کارها و امور اجتماعی نیز حضور فعال داشت و سالیان پی در پی عضویت انجمن زرتشتیان یزد و دبیری انجمن همگانی را که خود پایه گذار آن بود بر دوش داشت. وی نویسنده و شاعری چیره دست و توانا بود و همیشه این شعر را که سروده خود اوست زمزمه میکرد:
خدایا در خوراک و خواب و وستا / شتابم سوی تو دادار یکتا
و حاجتش برآورده شد و دیده شد که بیش از سه روز زمین گیر و بستری نشد. میرزا سروش در سال های پایانی زندگانی پر سود خود یکه و تنها زندگی میکرد و در سال ۱۳۷۱ خورشیدی این شعرها را که نموداری از زندگی و پیری خود بود سرود:
مرا لرزد همی دست و سر و پا / نباشد هیچ عضوی پای برجا
منم هشتاد و هشت بس پیر و فرتوت / قدم اندر قدم نزدیک تابوت
او مثبت و سودمند زندگی کرد، خوشنام زیست. با ایجاد مدرسه های بسیار و سرپرستی آنها با نادانی مبارزه کرد. فرهنگ یزد و زرتشتیان یزد را پربار ساخت و با دنیایی یادمان خوب در روز اشتاد ایزد و اردیبهشت ماه ۱۳۷۴ خورشیدی با کوله باری از خوبی ها و نیکی ها و خدمت به جوانان و یتیمان به جاودانگی پیوست؛ و به راستی که وی سوشیانتی بود در زمانه خویش. نام نیکش جاوید و پاینده باد.
۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه
زرتشتیان : دیروز ، امروز ، فردا
| تاريخ زرتشتيان با پيدايش اشوزرتشت آغاز مي شود . در دوران پادشاهي گشتاسب كياني زرتشتيان افزايش مي يابند . در دوران هخامنشي ،بيشتر پادشاهان و مردمان زرتشتي بودند بدون آن كه آيين زرتشت دين رسمي باشد . ساسانيان دين زرتشتي را دين رسمي كشوراعلام نمودند . دين وحكومت هستند كه مي توانند به يكديگر نيرو دهند . ولي تاريخ نشان مي دهد كه هر زمان دين سالاران با كشورمداران يكي شده اند، دين تحريف و حكومت فاسد شده است . در دوران هخامنشي ، كه دين رسمي وجود نداشت و پادشاهان به ساير دين ها احترام مي گذاشتند ، ايران زمين مهد آزادی انديشه بود و آفريننده حقوق بشر شد. در دوران ساسانيان كه دين و حكومت يكي شد ، دين در خدمت سياست درآمد و خرابي دين و حكومت هر دو را باعث گرديد ! در سده هفتم ، تازيان بر ايران چيره شدند ، گروهي از زرتشتيان ، زير فشار تازيان و تعصب ايرانيان تازه مسلمان ، ترك دين كردند و گروهي ، در سده نهم به هندوستان مهاجرت نمودند تا در محيطي آزاد ، فرهنگ ديني خود را پاسداری كنند و به آيندگان بسپارند . گروهي از زرتشتيان كه در ايران مانده بودند ، آتش عشق به دين بهي را در كانون سينه و خانواده خود گرم و پر فروغ نگاهداشتند . يورش سخت تر در دوران استيلای مغول و مغولان به زرتشتيان ، كليميان ، مسيحيان و مسلمانان وارد آمد . بسياری كشته شدند و گروهي به نقاط دور دست پناه بردند تا از ستم و تهديد مغولان درامان بمانند . در زمان صفويان كه اسلام دين رسمي ايران شد ، فشار به غيرمسلما نان شدت گرفت، اين وضع تاسف بار در زمان قاجار هم ادامه داشت . در دوران سلطنت ناصرالدين شاه قاجار ، پارسيان هند كه از بيداد و فشار وارده به همكيشان خود در ايران آگاهي يافتند ، نماينده عالي رتبه به نام مانكجي ليمنجي هاتريا را به ايران فرستادند . او نزد شاه شكايت برد و با پشتيباني حكومت هند ( امپراطوري انگليس ) موفق شد ، از آن فشارها تا حد زيادي بكاهد . از روی نامه های مبادله شده بين مانكجي و ناصر الدين شاه كه امروز موجود است ، فشار و تبعيض ظالمانه نسبت به زرتشتيان از جمله شامل موارد زير بود : · زرتشتيان مجبور بودند علامت مشخصه اي روي لباس خود بزنند تا از مسلمانان تميز داده شوند (همانند يهوديان در آلمان نازی ) · زرتشتيان در موقع خريد ، حق نداشتند به اجناس مورد نظر و به ويژه به اغذ يه و ميوه دست بزنند. زيرا به عقيده مسلمانان آن مواد ، نجس مي شد ! · زرتشتيان حق نداشتند در برابر مذهبيون ، سوارچهارپا بمانند و يا در بازار سواره حركت كنند . ( در آن زمان وسيله نقليه معموليچاهارپا بود ) · زرتشتيان روزهاي باراني نمي بايست بيرون بروند كه مبادا خيابان آلوده شود. · اگر جواني زرتشتي مسلمان مي شد، برادران و خوهران او ، از ارث والدينشان محروم مي شدند و همه ارث ، به جوان تازه مسلمان شده مي رسيد ( اين كار نسبت به يهوديان هم انجام مي شد و وسيله ای بود برای ترغيب و اجبار زرتشتيان و يهوديان به پذيرفتن مذهبی ديگر ) · هنگامي كه يك نفر زرتشتي به دست يك نفر مسلمان كشته مي شد ،مسلمانِ قاتل قصاص نمي شد و تنها مي بايست خون بها ( ديه ) به وارث مقتول زرتشتي بپردازد و به اين ترتيب مسلمانان از ريختن خون زرتشتيان ترس نداشتند . با پا در مياني مانكجي و پشتيباني دولت هند ِ انگليس ، ناصرالدين شاه دستور داد تا پاره ای از اين موارد اصلاح شود و از فشار و بيداد كاسته گردد . در جريان انقلاب مشروطيت ايران كه منجر به پديد آمدن قانون اساسي 1906 شد ، گروهي از زرتشتيان به مشروطه طلبان ياری دادند . اردشير جي ريپورتر سومين نماينده پارسيان در ايران كه استاد مدرسه علوم سياسي هم بود در آموزش اصول دموكراسي وآزادی به دانشجويان وهمراهي بامشروطه طلبان و رجال آزادی خواه ايران ، موثر بود . زرتشتيان چند تن كشته دادند و سر انجام توفيق يافتند در مجلس شوراي ملي كرسي برای زرتشتيان و ساير اقليت های مذهبي تأمين نمايند . امروز: از سال 1950 عده ای از پارسيان هند ، در طلب زندگي بهتر و فرصت هاي فرهنگي و اقتصادي اميدبخش تر ، به اروپا و آمريكا آمدند . پس از انقلاب 1979 ايران هم عده اي از زرتشتيان ايران به امريكا ، اروپا ، كانادا ، استراليا و ديگر كشورها مهاجرت كردند . در حال حاضر، زرتشتيان مقيم اين قاره ها اجتماعات و انجمن هايي براي حفظ سنت های فرهنگي و مذهبي خود تشكيل داده اند . در آمريكا ، كانادا و استراليا به همت و سرمايه ايراني زرتشتي رستم گيو در ده مل ، مراكز زرتشتي « دَرِ مِهْر » ساخته و بر پا شده است و خدمت بزرگي به يگانگي و بقای فرهنگ زرتشتي در خارج از ايران و هند انجام داده است . در هندوستان زرتشتيان با نام پارسي، از پيشگامان و بنياد گزاران صنعت ، تجارت ، بانكداری ، كشتي سازی ، بيمارستان های مدرن و مدارس عالي هستند . هواپيمايي تجارتي هند ( ايراينديا ) ، نخستين كارخانه ذوب آهن در جمشيد پور ، نخستين شركت كشتي سازی هند ، و نخستين كارخانه نساجي هند متعلق به پارسيان است. عده ای از نخبه ترين ، قضات ، سفيران ، مديران ، پژوهشگران و افسران هند پارسي بوده و هستند . پدر انرژي اتمي هند يكنفر پارسي است . فرماندهان نيروهای مختلف هند، از پارسيان بودند و تنها مارشال هند و فاتح جنگ هند و پاكستان، يك تن پارسي است . در پاكستان هم زرتشتيان به مقام وزارت و سفارت رسيده اند . در ايران نيز زرتشتيان با وجود كمي عده ، در دوران پهلوی، در آباداني و سازندگي ايران سهم مهمي به عهده گرفتند . نخستين بانكدار مدرن، موسس آبياری نوين و پدر شهرسازي نوين در ايران زرتشتي بودند . در شماری از شهرها ، زرتشتيان اولين كارخانه برق و تلفن را داير كردند . مدارس زرتشتيان در تهران ، يزد وكرمان از برجسته ترين مدارس بوده و زماني تعداد مدارس زرتشتيان در يزد از شمار مدارس دولتي ، بيشتر بود . سهم زرتشتيان در فرهنگ و بهداشت ايران – به نسبت جمعيت – بر اكثريت فزوني داشت . در بين زرتشتيان ايران بي سواد وجود نداشت و زرتشتيان – به نسبت جمعيت – بيشترين شمار پزشك ، مهندس و استاد دانشگاه را به ميهن خود ايران دادند . نخستين غير مسلمانان ايراني كه به مقام معاونت نخست وزيري ، معاونت وزارت ، سپهبدی و رياست دانشگاهي رسيدند ، زرتشتي بودند . در امريكا و كانادا عده ای از زرتشتيان و پارسيان در دانشگاه های معتبر به كار آموزش و پژوهش ، سرگرمند و يكي از رهبرهای بزرگ اركستر فيلار مونيك امريكا پارسي است . با وجود ويژگي های اخلاقي ، اجتماعي و قومي مشترك زرتشتيان در اجتماع پارسيان هند و زرتشتيان ايران – كه سازندگي ، كوشش ، پركاري ، ابتكار درستي و دهشمندي ، از جمله آن هاست – بيشتر خارجي هايي كه درباره پارسيان گزارش داده اند ، فكرشان متوجه ثروت و دهشمندی آنان بوده و روش دخمه و احترام به آتش را هم هيجان آميز دانسته اند . ولي به ساير توفيقات و برجستگي های زرتشتيان كمتر اشاره كرده اند. مثلاً كمتر كسي در خارج از هند و ايران از سهمي كه پارسيان در تحصيل استقلال هند داشته اند و يا سهم زرتشتيان در انقلاب مشروطيت ايران آگاه است .سه رئيس كنگره هند ،درنخستين بيست ساله مبارزه آزادی طلبانه بر عليه امپراطوری انگلستان، پارسي بودند . پارسيان دوش به دوش گاندی ، نهرو و ساير رهبران هند ، برای آزادی آن كشور مبارزه كردند . نخستين كس در انگلستان به نمايندگي مجلس عوام انتخاب شد ( از حزب ليبرال ) يك تن پارسي بود. در انقلاب مشروطه ايران زرتشتيان فعال بودند و كشته دادند ! موفقيت های زرتشتيان ، انعكاس معتقدات و باورهای آنان در الگوهای رفتاريشان است . وفاداری ، درستي ، پركاری ، شجاعت و سازندگي اجزاء تفكيك ناپذير تعاليم زرتشت است . پرفسور جكسن استاد دانشگاه كلمبيا ، درباره ايرانيان باستان ( زرتشتي ) مي نويسد : ايرانيان تحت باورهای ديني شان ، دارای فروزه هايي هستند كه در سازندگي كوشش و ارزش های علمي جلوه گر مي شود . بدون شك ، زرتشتيان امروز نيز از همان ويژگي ها بهره دارند . بررسي درباره اين كه چرا و چگونه زرتشتيان در هر كجا بوده هستند ،توانسته اند تا اين اندازه موفق باشند ، پژوهشگر را به بررسي درباره خصوصيات ديني زرتشت مي رساند .ارتباط بين باورهای عقيدتي و الگوهای رفتاري غير قابل انكار است . انديشه ، گفتار و كردار زرتشتيان نيز از آبشخور عقيدتي آنان سيراب شده و شكل مي گيرد . چنين تحقيقي بينش بيشتر درباره راز بقای قوم زرتشتي را در طول دست كم چهل قرن به دست مي دهد . از مسايلي كه پس از مهاجرت های سي سال اخير ، فكر رهبران زرتشتي را به خود معطوف داشته است ، مسأله بقا است . در ارتباط با اين مسأله ، موضوعاتي از قبيل پذيرش به دين به صورت حاد مطرح است . براي زرتشتيان نگراني « بقا » نبايد وجود داشته باشد به شرط آنكه طبق اصول گات ها عمل كنند . در گات ها ، پذيرش دين يك امر شخصي است و مبني بر اختيار است . هر كس مي تواند با رايزني انديشه نيك و پذيرش اشا به دين زرتشتي در آيد . قبول عقيده ي خاص ، تأييد ديگری را نمي خواهد . بنابراين هر كس مي تواند اگر بخواهد و اگر راه اشا را انتخاب كند ، زرتشتي باشد . پذيرش فرد زرتشتي شده در داخل انجمن های زرتشتي ، يك امر اجتماعي و مربوط به كساني است كه آن انجمن ها را تشكيل داده و با رأي اكثريت اعضاء ، آن را اداره مي كنند . پس اگر تازه زرتشتي شده ای را انجمني نپذيرد ، در زرتشتي بودن آن فرد تأثيری نمي كند . او زرتشتي است . تازه زرتشتيان مي توانند براي خودشان انجمني درست كنند . در بعضي از شهرهای امريكا ، دو يا سه انجمن زرتشتي ، تشكيل شده است . تعداد انجمن ها ، اگر به وحدت و يگانگي زرتشتيان زيان وارد كند ، قابل قبول نيست . همه زرتشتيان و همه كساني كه به گات ها باورهای زرتشتي وفا دارند ، بايد به گفته گات ها در انجمن برادری و دوستي با هم همكاري كنند . داوطلب پذيرش دين ، بايد با قبول معنويت دين ، طالب آن باشد نه اين كه به خاطر جلب منفعت مادی ويا به خاطر ازدواج و مانند آن زرتشتي شود . قبول معنويت اصل است . فردا: دين زرتشتي ديني است كه با پيشرفت و نوگرايي ( مدرنيسم ) سازگار است . مقررات و قواعد دست و پاگير و قهقرايي ، در دين نيست . دين زرتشتي دين جهاني است در دين زرتشت ، امريا نهي غالباً كلي است نه موردی .دستور رعايت سلامت و بهداشت تن و روان كلي است . مسائل موردی ، مثل روزه گرفتن از طلوع تا غروب آفتاب ( كه از لحاظ عملي در بعضي نقاط جغرافيايي مثلاً قطب شمال يا جنوب ايجاد اشكال مي كند ) در دين زرتشتي نيست. در عين حال سنت زرتشتي بر اين است كه زرتشتيان در ماه دست كم زرتشتي چهار روز گوشت نمي خورند . بعضي هم اساساً سبزيخوارند . اين خوبي دين است . همان گونه كه مي دانيم روزه گرفتن از طلوع تا غروب آفتاب در نقاطي مثل قطب شمال يا جنوب ايجاد اشكال مي كند . يا الزام به خوردن گوشت حيواني كه به ترتيب خاص ذبح شده باشد ممكن است از جهت علمي قابل توجيه نباشد و فقط يك سنت مذهبي باشد . تعطيل يك روز معين در هفته ( روزی كه به باور پيروان مذهبي ، خدا استراحت كرد و ممكن است در كشورها جمعه ، شنبه يا يكشنبه باشد ) در دين زرتشتي نيست . بنابر اين ، زرتشتيان در هر كشوری باشند ، مي توانند به اقتضای وضع آن كشور، يكي از اين روزها را تعطيل كنند بدون آن كه بر خلاف مذهبشان كاری كرده باشند مسأله آدم وحوا در دين زرتشتي نيست . بنابراين ، جنگي بين طرفداران نظريه تكامل و طرفداران نظريه خلقت پيش نمي آيد . مسأله پرداخت مبلغ معيني به عناوين ديني به روحانيان ، يا هيچ مرجعي حكم نشده است . بنابراين ، زرتشتيان در هر كشوري ، با رعايت تصميمات اقتصادي دولت كه با توجه به الزامات تورم و توسعه گرفته مي شود ، ماليات خود را مي پردازند بدون آن كه از مقررات ديني عدول كرده باشند و رعايت نظامات محيط زيست وحقوق بشر ، تساوی حقوق زن و مرد و عدم تبعيض مبني بر نژاد و رنگ براي زرتشتيان ممكن است ، زيرا با اصول كلي گات ها سازگار است . در كتاب مقدس زرتشتيان راجع به حقوق زن و يا سهم الارث او و فرزندان و مانند اين ها ، احكامي وجود ندارد كه عمل بر خلاف آنها ، مغاير دين باشد . بالاخره وفاداری نسبت به حكومت قانوني و دادگستر ، جزو سنت مذهبي زرتشتي است و مسايل مربوط به حكومت پيروان مذهب خاص بر اساس مذاهب پيش نمي آيد .اين قابليت تطبيق با رعايت اصول كلي دين ، يكي از اسرار بقای جامعه زرتشتي است . مشكل فوری زرتشتيان مهاجر ، قبول يا عدم قبول ديگران به دين نيست ، بلكه اطلاع خود زرتشتيان از ارزش هاي معنوی ، اخلاقي و اجتماعي زرتشتي است . مشكل فوری آزادی از خرافات و تحريفات ديني است كه در طول زمان و در ارتباط با ساير اديان و ايدئولوژي ها وارد دين زرتشتي شده است . زرتشتيان مهاجر بايد با دانش دين مجهز شوند تا از روی ناآگاهي ، پيرو اديان و ايدئولوژي های ديگر نشوند . با اين ترتيب ، نگراني نسبت به بقاي زرتشتيان نخواهد بود . در مورد تشريفات ديني ، پاره ای از تشريفات دست وپاگير و خرافاتي كه وارد سنت شده است ، بايد كنار گذارده شود و يا با شرط روز تطبيق داده شود . ولي مقررات و تشريفاتي هم وجود دارد كه از لحاظ بقا و همبستگي زرتشتيان ، نهايت اهميت را دارد و بي اعتنايي به آن ها متضمن تضعيف يگانگي در جامعه مي شود . از آن جمله است ، مراسم سدره پوشي ، حفظ گهنبار ، و برپا داشتن جشن هاي مذهبي وملي . اين مراسم زيباي شادي آفرين قسمتي از هويت ملي و مذهبي زرتشتيان است . حفظ گاهنماي ملي و ديني در كشورهای مقيم ، پيروی از تقويم و تاريخ دولتي و در عين حال به ياد داشتن تقويم ملي ، امكان پذير است . همچنين ، آموزش زبان و ادب فارسي به جوانان تا آنجا كه امكانات اجازه دهد ، از اسرار بقا و پايداري جامعه زرتشتي خواهد بود . باشد كه نسل جوان زرتشتی ، وارث فرهنگ كهن و ارزشمند مذهبی ايرانی بتواند مشعل پر فروغ دين را نگهداری كند و روشن تر به نسل آينده بسپارد . باشد كه با رايزنی منش نيك ( وهومن ) ، پيمودن راستی و داد ( اشا ) ، به كار بردن مهر و ايثار ( آرميتی ) ، از چنان نيروی اهورايی ( خشترا ) ، برخوردار شوند كه به رسايی ( هَائروَتات ) رسند و جاودان ( اَمرتات ) دست يابند . جاويد مزديسنا | |
برچسبها:
زرتشتیان : دیروز ، امروز ، فردا
تفاوت «آتشكده » با «آتشگاه» از ديدگاه آندره گدار
تفاوت «آتشكده » با «آتشگاه» از ديدگاه آندره گدار
هخامنشيان ، معبدي به معني يوناني كلمه نداشته اند. اما جايگاههايي در هواي آزاد و نقاط مرتفع به نام آتشكده و عبادتگاه داشته اند كه ورود به آن براي همه آزاد نبوده است.ما هنوز هيچيك از اين نقاط مرتفع هخامنشيان را نمي شناسيم. اما آثاري از چند آتشكده سراغ داريم. قديمترين آن كه احتمالاً مقدم بر سلطنت اولين پادشاه پارس بود، همان است كه در نقش رستم ، نزديك تخت جمشيد بوده است.
… اكنون از آتشكده مزبور ، جز دو آتشگاه مجاور هم ديده نمي شود وقدري بالاتر در بالاي كوه ، هفت آتشگاه ديگر هست كه چهارتاي آن دو به دو قرار گرفته و سه تاي ديگر تك هستند كه احتمال نمي رود به قدمت اوليها بوده باشند. اما به طوري كه كريستين سن مي گويد :
آتش جاودان بايد جايي داشته باشد كه از گزند زمان در امان و محفوظ بماند. و بديهي است كه در آن جا و يا در نزديكي آن آتشكده اي بوده كه دو آتشگاه نامبرده از منضمات آن بوده و آتش لازم براي انجام مراسم عمومي را از آنجا مي آورده اند.
دومين آتشكده هخامنشي بر حسب تاريخ كه اخيراً شناخته شده، آن است كه در پازارگاد ، پايتخت كوروش بزرگ بوده و از آن جز دو صفه سنگي كه در نزديكي بستر رودخانه واقع شده چيزي باقي نيست و اين پايه هاي آتشگاه ، متعلق به آتشكده اي است كه در فاصله صدمتري آن ساخته شده و اكنون اگر چه از خود آن اثري باقي نيست، دسته كم صفه اي كه ساختمان روي آن قرار داشته ديده مي شود. در ساعات معيني ، آتش توسط مغان به آتشگاهها آورده مي شده زيرا مراسم مربوط مي بايستي در هواي آزاد انجام شود. و بعد از اتمام كار دوباره آن را به آتشكده بر مي گردانده اند. مجموع ساختمان آتشكده و آتشگاههاي مربوط با ديواري كه اثر آن باقي است، محصور بوده است.
اگر سوال شود كه چرا آتشگاهها آنقدر از آتشكده دور بوده اند ، بايد دانست كه محل آتشكده بايد در مرتفع ترين و پاك ترين نقطه و جاي آتشگاه در نزديكي رودخانه باشد . بعلاوه ممكن است انتخاب محل آتشگاه در مجاورت آب كه آتشكده بستگي مخصوصي به آن دارد از لحاظ سهولت به دست آوردن آن باشد ، نه الزام مذهبي . با وجود اين به طوري كه «استرابن» مي گويد: «ايراني ها با شكوه ترين قربانيهاي خود را نسبت به آب و آتش به جا مي آورند.» اگر فرض اخير يعني ترجيح استقرار ساختمانهاي مربوط به آتشكده در مجاورت آب مورد قبول واقع شود، چنين توجيه مي شود كه قربانيها در آن واحد، هم براي آب و هم براي آتش بوده اند و علت وجود آتشگاههاي دو گانه هم كه آنقدر مورد بحث قرار گرفته همين بوده است.
بقاياي سومين آتشكده در جلگه شوش در چند كيلومتري شهر توسط «ديولافوا» كشف شده است. آن بناي زيبايي است كه تركيبش به وضوح محل اصلي آتش را نشان ميدهد كه دو ديوار آن را از هر گونه پليدي يا بي حرمتي حفظ مي كرده است.جلوخان سرپوشيده ستون دار آن كه درجلوي بنا واقع شده با دو محراب محل موعظه و عبادت آتشكده بود و وعاظ در بالاي پلكان مي ايستاده و حضار در حياط جمع مي شده اند. ديولافوا اين ساختمان را به اردشير دوم (358 ـ 424 ق .م) نسبت مي دهد .
توضيح مترجم
آتشگاه كه جايگاه درجه دوم آتش است ، گمان مي كنند جايي است كه پرستندگان براي اداي فرايض ديني در آن اجتماع مي كرده اند وتنها مغان حق ورود به آتشكده اصلي را داشته اند.
منبع :
گدار آندره .هنر ايران. ترجمه : دكتر بهروز حبيبي . تهران : مركز چاپ و انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي .چاپ سوم : 1377 . ص : 189-189.
آموزشگاههاي زرتشتيان در يزد
آموزشگاههاي زرتشتيان در يزد
اسفنديار مراديان
زرتشتيان از ديرباز به پيروي از دستورات ديني خود و پيروي از انديشه و گفتار و كردار نيك پيوسته در انديشه به ثمر رساندن كردار نيك و شايسته بودند و طبق (بند9 يسنا30) گاتها كه مي گويد «بشود از جمله كساني باشيم كه جهان را بسوي پيشرفت و آباداني ، و مردم را بسوي راستي و پارسايي رهنمايند» هميشه درصدد ايجاد بناهاي خيريه و عام المنفعه بودند و بنا به مقتضيات زمان و مكان در آباداني شهر و ديار و كشور خود كوشا بوده اند. نخستين كسي كه براي ايجاد مدارس به سبك كنوني پيش قدم شد روانشاد “مانكجي ليميجي هاتريا” بود . وي از زرتشتيان ساكن هندوستان كه به پارسيان مشهورند ميباشد. او در زمان ناصر الدين شاه قاجار پس از اطلاع از وضع نابسامان زرتشتيان آن زمان و بيسوادي آنان ، انجمني براي رسيدگي به وضع زرتشتيان ايران در بمبئي تشكيل داد كه بعدا به «انجمن اكابر پارسيان هند» تغيير نام داد
مانك جي در سال 1233 خورشيدي به ايران مسافرت كرد تا وضع زرتشتيان را از نزديك مشاهده و نسبت به جلب كمك و همراهي از هند اقدام نمايد. براي توسعه فرهنگ و آموزش سواد افراد در آن زمان كه تقريبا همگي در بيسوادي بسر مي بردند نخست 20 نفر از يزد و 12 نفر از كرمان را با پرداخت دستمزد به والدينشان براي آموزش به تهران اعزام داشت و اينان نخستين استاداني بودند كه در مدارسي مانند كيخسروي و غيره كه بعدا تاسيس گرديد به تعليم و تربيت كودكان پرداختند. سپس براي ايجاد مدارس به سبك آن زمان در يزد و كرمان به تشويق خيرانديشان هر محل كه اغلب در هندوستان ساكن بودند پرداخت و با ترغيب و تشويق آنان مدارسي در شهر يزد و روستاهاي اطراف آن ايجاد نمود كه سالها به تعليم و تربيت و سوادآموزي نونهالان اين آب و خاك مشغول بودند و نخستين فردي كه به دعوت وي پاسخ گفت روانشاد خدابخش بهمرد نرسي آبادي بود كه خانه شخصي خود را به اين كار اختصاص داد كه اينك به مدرسه ديني عمو خدابخش در نرسي آباد مشهور است
پس از مانكجي روانشاد ، كيخسرو تيرانداز خورسند كوچه بيوك معروف به خانصاحب جانشين وي شد و كارهاي او را دنبال نمود
كيخسروي يزد
بسال 1268 خورشيدي روانشاد ارباب كيخسرو مهربان رستم كيخسروي در محله زرتشتي يزد دبستاني به نام كيخسروي تاسيس و به سبك آموزش زمان خود به كودكان آموزش فارسي، عربي، انگليسي و غيره مي داد و استادان اوليه آن از دانش آموختگاني بودند كه روانشاد مانك جي در تهران تعليم داده بود كه مشهورترين آنان عبارت بودند از : استاد جوانمرد نوذر ، استاد كيومرث اردشير وفادار ، استاد ماستر خدابخش و …
دبيرستان كيخسروي از بدو تاسيس تا سال 1333 در محل قديمي كه در كنار منزل مسكوني موسس ارباب كيخسرو مهربان داير بود و پس از آن در عمارت و ساختمان كنوني دبيرستان كه در خيابان شهيد چمران واقع است و به همت فرزندان باني مدرسه نامدار كيخسروان و شاهپور كيخسروي و ارباب جمشيد امانت برادر زاده موسس و ارباب رستم گيو احداث شده بود منتقل گرديد و هم اكنون در محل مزبور داير و بصورت دبيرستان كامل تحت نظر آموزش و پرورش يزد اداره ميشود
دبستان خسروي يزد
در سال 1282 خورشيدي ارباب خسرو شاهجهان و برادرش ارباب رستم شاهجهان دبستاني دخترانه در يزد بنياد نهادند كه تا سال 1307 خورشيدي داير بود و در آن سال با شروع بكار دبستان دخترانه پشوتن ماركار ، دانش آموزان اين دبستان به آنجا منتقل شدند و دبستان مزبور تعطيل شد
روانشاد ارباب خسرو شاه جهان در سال 1285 خورشيدي مدرسه پسرانه خسروي را تاسيس كرد كه سالها مخارج آنرا پرداخت و زير نظر و سرپرستي خودشان ادامه كار مي داد. اين دبستان هم انيك داير و زير نظر اداره آموزش و پرورش ناحيه 2 يزد اداره ميشود
دبستان پسرانه دينياري
فرزانه نيكوكار شادروان رستم موبد خسرو صداقت در سال 1295 خورشيدي براي آموزش و تعليم و تربيت فرزندان روحانيون زرتشتي در محله زرتشتيان يزد دبستاني تاسيس نمود كه در سال 1302 به دبستان رسمي 6 كلاسه تبديل شد. از سال 1316 خورشيدي سه كلاس دوره اول دبيرستان به آن اضافه گرديد ولي بعدا تا سال 1328 بصورت دبستان 6 كلاسه ادامه كار داد و سپس به مدت دو سال تعطيل شد
از سال 1330 به همت فريدون پيشدادي فرزند موسس و سرپرستي آقاي سروش لهراسب و مديريت آقاي اسفنديار كاوياني در 6 كلاس در ساختماني جديد شروع بكار نمود كه كليه مخارج دبستان را فرزند موسس پرداخت مي نمود و زير نظر هيئتي بنام هيئت نظارت مركب از آقايان ارباب رستم ماونداد، مهربان مزديسني و جمشيد ارس و موبد رستم آذرگشسب اداره مي شد . دبستان مزبور اينك داير بوده و زير نظر اداره آموزش و پرورش يزد اداره ميشود
دبستان پسرانه هرمزدياري كوچه بيوك
اين دبستان در سال 1279 خورشيدي به همت و سرمايه فرزانه نيكوكار آقاي هرمزديار شهريار ساختمان و شروع بكار نمود و براي سرپرستي و اداره آن مبلغي وجه نقد به انجمن اكابر پارسيان هند سپرده تا از سود آن بودجه دبستان تامين و هزينه هاي آن پرداخت گردد
موسس نامبرده براي ساختمان مدارس روستاهاي مباركه، رحمت آباد و مريم آباد نيز كمك نموده است. وي در سال 1306 خورشيدي در بمبئي وفات يافته است
دبستان فروغي كوچه بيوك
در سال 1332 بر روي زمين روانشاد شاهوير بمان فروغي با همياري انجمن كوچه بيوك و خيرين محل ساخته شد كه اينك داير بوده و در دو شيفت دخترانه و پسرانه زير نظر آموزش و پرورش ناحيه 1 يزد اداره ميشود
دبستان گودرزي اله آباد
روانشاد گودرز مهربان اله آبادي با سرمايه خود اين دبستان را در سال 1286 خورشيدي بنا نهاد. اين دبستان 4 كلاسه و بعدا به 6 كلاسه تبديل شد و حقوق آموزگاران و مخارج دبستان از محل سرمايه اي كه موسس به انجمن اكابر هند سپرده بود پرداخت مي شده است
دبستان پسرانه گشتاسبي قاسم آباد
فرزانه نيكوكار روانشاد گشتاسب سروش قاسم آبادي در سال 1273 خورشيدي دبستاني به نام خود در قاسم آباد يزد بنا نهاد كه تا سال 1309 خورشيدي بكار خود ادامه داد . ولي چون ساختمان مدرسه قديمي بود آقاي خدامراد فرودي ساختمان آن را تجديد بنا نمود كه بصورت 4 كلاسه و بعدا 6 كلاسه داير و اداره ميشد
دبستان ماهياري مريم آباد
باني و موسس اين دبستان آقاي شهريار هرمزديار ميباشد كه در سال 1265 خورشيدي آنرا تاسيس و با سرمايه معيني آنرا به انجمن اكابر پارسيان هند واگذار نموده تا اداره و سرپرستي نمايند
دبستان پسرانه جاماسبي اهرستان
شادروان جاماسب ماندگار اهرستاني كه از زرتشتيان مقيم كويته بلوچستان بود به همراهي و همكاري فرد ديگري بنام خسرو در سال 1287 خورشيدي دبستاني در اهرستان بنياد نهاد. اين دبستان از طرف انجمن اكابر اداره و بعدا به انجمن اهرستان واگذار شد كه به سالن اجتماعات جاماسبي اهرستان تبديل شده است
دبستان پسرانه زمردي رحمت آباد
اين دبستان در ابتدا به صورت مكتب خانه بود و تحت نظر و سرپرستي آموزگاري بنام استاد خداداد اداره شده و فقط خواندن فارسي و نوشتن و حساب در آن تدريس ميشد كه بعدا توسط استاد كيخسرو دينيار كار وي دنبال شده است. ولي در سال 1326 خورشيدي دبستان مزبور به ساختمان نوساز كه توسط آقاي هرمزديار درست بنا گرديده منتقل شد و انيك در رحمت آباد داير است
دبستان پسرانه خيرآباد
اين دبستان در روستاي خيرآباد يزد در سال 1286 خورشيدي توسط خيرانديشي بنام رستم سنگ خيرآبادي تاسيس و سرمايه اي براي اداره آن به انجمن اكابر پارسيان هند اهداء شده است
دبستان مختلط اردشيري مزرعه كلانتر
اين آموزشگاه در سال 1291 خورشيدي به همت و سرمايه روانشاد اردشير خسرو تاسيس شده و تا سال 1381 خورشيدي در ساختماني قديمي داير بود كه در اين سال آقاي جمشيد بهرام ساختمان مدرسه را تجديد بنا نمود و بصورت 4 كلاسه اداره مي شده است
دبستان مختلط شيرين مباركه
خيرانديش روانشاد بهرام نوشيروان بنامگانه همسرش شيرين در سال 1293 خورشيدي مدرسه مزبور را بنياد نهاد و امتياز آن در سال 1311 بنام آقاي كيخسرو بهمردي مباركه صادر و زير نظر انجمن اكابر پارسيان هند داير و اداره ميشد
دبستان پسرانه رستمي نرسي آباد
فرزانه نيكوكار روانشاد رستم خداداد فرامرز نرسي آبادي در سال 1286 خورشيدي دبستان مزبور را بنياد نهاد و با سرمايه اي كه به انجمن اكابر پارسيان سپرده بود تا سالهاي اوايل انقلاب داير و توسط انجمن مزبور اداره و سرپرستي ميشد . از اين مكان توسط انجمن نرسي آباد براي استفاده كودكان و دانش آموزان بصورت باشگاه ورزشي درآمده و استفاده ميشود
دبستان مهر نهرسي آباد به همت روانشاد مهربان بهرام فلاحت در سال 1313 خورشيدي احداث و در سال 1335 رسما به اداره آموزش و پرورش يزد واگذار شد كه انيك در دو شيفت دخترانه و پسرانه داير ميباشد
دبستان پسرانه رستمي راحت آباد تفت
اين دبستان با سرمايه روانشاد رستم اميران در سال 1287 خورشيدي تاسيس شده و در موقع تاسيس، دبستان منحصر به فرد حوزه تفت و توابع بوده است . باني مزبور علاوه بر حقوق و مخارج دبستان سرمايه اي نيز براي جايزه دانش آموزان ساعي اختصاص داده است
دبستان خدادادي خرمشاه
در سال 1269 خورشيدي به همت و پشتكار شادروان خداداد رستم بهرام رشيد خرمشاهي معروف به كنتراكنز تاسيس شد و تا سال 1309 خورشيدي داراي كلاسهاي غيررسمي بوده است. ولي از آن سال ببعد بصورت 6 كلاسه و رسمي داير و اداره مي شده است
دبستان دختران خرمني شريف آباد اردكان
خيرانديش نيكوكار بهدين اردشير كيامنش كه يكي از فرهنگ دوستان و نيك انديشان شريف آباد در سال 1308 خورشيدي دبستاني در قريه مزبور ساختمان نمود و بانو خورشيد كيامنش و خرمن كيامنش دختر باني مدرسه تا سال 1326 خورشيدي دبستان را اداره و سرپرستي مي نموده اند و از آن تاريخ به بعد بصورت 5 كلاسه زير نظر انجمن محلي داير و اداره مي شده است و زير نظر آموزش و پرورش اردكان اداره ميشود
دبستان جمشيدي شريف آباد اردكان
اين دبستان در سال 1309 خورشيدي در ساختماني كه به همت يكي از نيكوكاران بنام جمشيد خدارحم ايجاد شده بود به مديريت و سرپرستي استاد اردشير دبستاني تا سال 1326 خورشيدي اداره مي شد . در اين سال چون ساختمان مدرسه قديمي و نامناسب بود توسط روانشاد ترك رستم خدارحم تجديد بنا گرديد و به انجمن اكابر پارسيان هند واگذار شده است و زير نظر آموزش و پرورش اردكان اداره ميشود
دبستان دخترانه رستمي اهرستان
اين آموزشگاه در سال 1308 خورشيدي به همت و سرمايه فرزانه نيكوكار شهريار رستم اهرستاني بنامگانه روانشاد رستم خداداد بمان اهرستاني و اردشير خداداد تاسيس و تحت نظارت و سرپرستي جلسه دانش پژوه بانوان زرتشتي به مديريت بانو آذرميدخت رستم كه نژاد اداره و سرپرستي مي شده است
دبستان (مدرسه راهنمايي) بهرام ايزدي
در سال 1355 آقاي بهرام ايزدي برروي زمين شخصي و با سرمايه خود دبستاني بنام بهرام ايزدي ساختمان و در اختيار آموزش و پرورش قرار داد كه بعدا بنام مدرسه راهنمايي پسرانه بهرام ايزدي ادامه كار داد
ضمنا در جوار مدرسه مزبور زميني براي ساخت مدرسه بنامگانه همسرش همايون رشيد جوانمرد اختصاص داد كه مدرسه در آن احداث و نام مدرسه راهنمايي شهربانو داير ميباشد
كودكستان رشيد
در سال 1314 خورشيدي روانشاد ارباب رشيد ايدون در يزد كودكستاني بنام كودكستان رشيد ساختمان و به رايگان در اختيار اهالي يزد قرار داد. بودجه كودكستان با كليه لوازم و اثاثيه توسط موسس پرداخت مي شده است كه بعدا بشرط كودكستان بودن به اداره آموزش و پرورش واگذار شده است
انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي
يكي ديگر از انجمن هايي كه توسط زرتشتيان مقيم هندوستان پارسيان براي ايجاد مدارس و بنگاههاي خيريه و بيمارستان و غيره تاسيس شد و به انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي مشهور است كه رياست و بنيانگزار اوليه آن روانشاه دينشاه ايراني سليسيتر بوده و نمايندگي و سرپرستي موسسات ايجاد شده توسط انجمن مزبور در ايران را روانشاد سروش تيرانداز لهراسب ميرزا سروش به عهده داشته است. مدارسي كه توسط خيرانديشان و صاحب خيران و با حمايت و تشويق و سرپرستي انجمن مزبور ايجاد شده بشرح زير ميباشد
موسسات و آموزشگاههاي پشوتن ماركار يزد
آموزشگاههاي ماركار يزد به سال 1301 خورشيدي توسط روانشاد پشوتن جي دوسابايي ماركار در يزد بنياد نهاده شد و بتدريج تكميل و دبستان و دبيرستان و پرورشگاه ماركار و برج ساعت فردوسي در ساختماني نوساز كه در سال 1312 خورشيدي ايجاد شده بود واقع در خيابان دهم فروردين ميدان ماركار به كار خود ادامه داد بعدا دبستان و مدرسه راهنمايي دخترانه ماركار در ساختماني جداگانه ايجاد شده و تا كنون به كار آموزشي و فرهنگي و آموزش نونهالان اين مرز و بوم ادامه مي دهد. شرح كامل آموزشگاههاي ماركار و زندگي نامه روانشاد پشوتن جي ماركار قبلا به آموزش و پرورش يزد ارسال شده كه نسخه اي از آن به پيوست است
روانشاد ميرزا سروش لهراسب كه خود از فرهنگيان با سابقه يزد بود ، در كمك و همراهي براي ايجاد موسسات ماركار و 14 مدرسه در روستاهاي يزد به نمايندگي انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي كوشش و فداكاري نمود و سالها بر اداره امور آن مدارس رسيدگي و نظارت داشت
مدارسي كه تحت نظر ايشان و سرپرستي انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي اداره مي شده و هم اكنون انجمن زرتشتيان تهران عهده دار نظارت و سرپرستي آن ميباشد بشرح زير است
دبستان اردشيري خرمشاه
اين دبستان به همت و سرمايه روانشاد اردشير كيخسرو ايراني از اهالي خرمشاه يزد مقيم بمبئي در سال 1304 خورشيدي بنياد نهاده شد و بسال 1306 رسما گشايش يافته و شروع به كار نمود، عده دانش آموزان اين آموزشگاه در سال اول گشايش 78 نفر بوده ، نظارت و سرپرستي آن سالها به عهده شهمردان ايران بوده ولي بعدا به انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي سپرده شده است. بعدا سرپرستي آن به انجمن زرتشتيان خرمشاه سپرده شده است
اين آموزشگاه پس از مدتي تعطيل توسط آقاي شهريار باستان بازسازي شده و هم اكنون داير ميباشد
دبستان ماهياري قاسم آباد
چون روستاي قاسم آباد يزد دبستاني دخترانه نداشته است، در سال 1302 خورشيدي اهالي محل با جمع آوري سرمايه اي در يك خانه محقر دبستاني برپا كردند. ولي چون سرمايه و ساختمان ثابتي نداشت در سال 1307 خورشيدي روانشاد كيخسرو خداداد اشتري برروي اراضي خانه شخصي بنام ماهيار از اهالي قاسم آباد ساختماني براي دبستان ايجاد كرده و بنام دبستان ماهياري قاسم آباد گشايش و شروع بكار نمود و تا مدتها داير و زيرنظر نمايندگي انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي اداره مي شده است
دبستان مهستي خيرآباد شيرين زنج خيرآباد
اين دبستان در سال 1301 خورشيدي با سرمايه تقبلي اشخاص خير محل تاسيس گرديد . ولي چون محل و سرمايه ثابت نداشت، سرهنگ مهربان سهراب ايراني در سال 1307 دبستان مزبور را بنامگانه مادر خود مهستي دختر رنج اردشير موقتا داير نمود، بعدا ساختماني مناسب براي آن تهيه كرده و بسال 1313 خورشيدي گشايش و شروع بكار نمود
دبستان دخترانه جمشيدي رحمت آباد
در سال 1309 با سرمايه اهالي محل شروع بكار نمود . ولي بعلت فقدان سرمايه كافي تعطيل شد، در مهرماه 1313 با سرمايه روانشاد جمشيد خدارحم مرزبان نرسي آبادي ساختماني جديد براي دبستان بنا گرديد و بدست پشوتن ماركار به همراه ساختمان آموزشگاههاي ماركار افتتاح گرديد. اين آموزشگاه داير و دانش آموزان در آن تعليم مي بينند و زير نظر اداره آموزش و پرورش يزد اداره ميشود
دبستان دخترانه رستمي مريم آباد
در آذرماه 1315 از سرمايه خيريه خانم تهمينه رستم بنامگانه شوهرش روانشاد رستم موقتا در محل دبستان پسرانه مريم آباد شروع بكار نمود . ولي تهمينه خانم در سال 1316 از بمبئي به يزد مسافرت و كلنگ ساختمان جديد دبستان بدست آقاي رادسرشت رئيس فرهنگ وقت يزد در آذر 1316 زده شد و در سال 1318 مدرسه در ساختمان جديد شروع بكار كرد و تا كنون داير و زير نظر آموزش و پرورش يزد اداره ميشود
دبستان دخترانه شاهپوري اله آباد
فرزانه نيكوكار شاهپور فريدون از اهالي اله آباد يزد كه از زرتشتيان مقيم كلكته بود ، در سال 1315 خورشيدي هزينه ساختن عمارت و تهيه سرمايه براي اداره دبستان را تقبل و پرداخت نمود. اين آموزشگاه در اوائل انقلاب به دبستان ادب تغيير نام داد و داير و زير نظر وزارت آموزش و پرورش اشكذر يزد اداره ميشود
دبستان مختلط فريدون نصرت آباد و دبستان اردشيري علي آباد
اين دو دبستان به همت دو نفر خيرانديش و علم دوست به اسامي ، اردشير مهربان فرهي نرسي آبادي و فريدون اسفنديار كسنويه در سال 1301 خورشيدي در دو روستاي نصرت آباد و علي آباد احداث شده است
اين دو دبستان تا سال 1307 توسط نماينده خود موسسين اداره ميشد ولي از آن سال سرمايه و اداره آن را به انجمن واگذار نمودند مخارج ساختمان دبستان نصرت آباد را روانشاد اردشير اسفنديار نرسي آبادي پرداخته است. دبستان علي آباد تا سال 1313 در خانه كوچكي داير بود ولي از آن سال روانشاد اردشير مهربان فرهي ساختمان جديد مدرسه را بنا نهاد و بدست روانشاد پشوتن ماركار در مهر 1313 گشايش يافت. اين دبستان بعلت خالي شدن روستا بلا استفاده مانده است. موقع افتتاح، نصرت آباد 40 نفر و علي آباد 54 نفر نوآموز داشته است
دبستان مختلط شيرين زين آباد
اين دبستان در سال 1298 خورشيدي توسط اهالي محل داير گرديد ولي چون سرمايه معين و ثابتي نداشت ، اداره و سرپرستي و مخارج آن دچار اشكال مي شد تا اينكه در سال 1308 خورشيدي اهالي محل زين آباد كه مقيم بمبئي بودند سرمايه أي ثابت براي اداره امور مدرسه تهيه و در اختيار انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي قرار دادند كه در جوار آتشكده زين آباد دبستان بنا گرديد و توسط نماينده انجمن اداره و سرپرستي ميشد
دبستان پسرانه خدابخشي چم
در سال 1300 خيرانديش نيكوكار روانشاد خدابخش خداداد بهمردي چمي دبستان مزبور را در جوار آتشكده داير و سرمايه و اداره و سرپرستي آنرا به انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي واگذار نمود علاوه بر مخارج مدرسه، كتاب و نوشت افزار و جوائز دانش آموزان ممتاز مدرسه را موسس تقبل و پرداخت مي نمود
دبستان پسرانه شيرين تفت
خيرانديشان خداداد مرزبان و بهرام مرزبان تفتي در سال 1305 در محله باغ خندان تفت دبستاني را بنياد نهادند. اين دبستان كه در بدو تاسيس 50 نفر دانش آموز داشت تا مدتها پيش در تفت داير بود . موسسين مخارج آنرا تقبل نموده و اداره و سرپرستي آن با نماينده انجمن بود
دبستان دخترانه مرواريدي تفت
خيرانديش روانشاد خدارحم مرزبان باغ خنداني تفت بنامگانه همسر خود مرواريد بهرام بامس در سال 1304 خورشيدي در محل باغ خندان تفت افتتاح و تا سالها خود اداره و سرپرستي مي نمودند ولي از سال 1311 سرپرستي و اداره آن را به انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي واگذار نمودند و كليه امور آن زير نظر نماينده انجمن مزبور بود
دبستان مختلط جعفر آباد
روستاي جعفر آباد كه در 24 كيلومتري شهر يزد واقع شده تا سال 1321 دبستاني نداشت و دانش آموزان براي سوادآموزي به روستاي علي آباد كه در نزديكي آن قرار داشت مي رفتند. ولي در سال 1321 اهالي محل كه مقيم هند بودند سرمايه أي تهيه و براي ايجاد مدرسه به انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي سپردند و انجمن در سال 1321 دبستاني مختلط در روستاي مزبور افتتاح و چون يكي از اهالي به نام جمشيد در جمع آوري سرمايه پيشقدم شده بود ، مدرسه به نام دبستان مختلط جمشيدي جعفرآباد نامگذاري شد. اين دبستان به علت خالي شدن روستا بلا استفاده مانده است
دبستانهاي ياد شده در بالا كه همگي افراد خيرانديش و بنيانگذار آن براي اداره و سرپرستي و حقوق آموزگاران و جوائز دانش آموزان و تعميرات و ساير مخارج سرمايه هايي معين و مشخص به انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي يا انجمن اكابر پارسيان هند واگذار نموده بودند و همه ساله براي پرداخت مخارج آن مدارس از هند به نمايندگان انجمن هاي ياد شده به ايران حواله مي شد . ولي از سال 1350 خورشيدي به بعد به علل گوناگون دولت هند از ارسال وجوه مزبور ممانعت مي نمود و در نتيجه مدارس مزبور با كسر بودجه مواجه و اداره آنها به انجمن هاي هر محل سپرده شد. تعدادي از مدارس ياد شده به علت خشك و خالي از سكنه شدن بعضي از روستاها تعطيل و تعدادي نيز به علت نداشتن دانش آموز كافي نتوانستند به كار خود ادامه دهند و چون اغلب اين مدارس در جوار آتشكده يا سالن اجتماعات هر محل قرار داشت ساختمانهاي مزبور ضميمه آنها شد.
و مدارسي چون آموزشگاههاي دخترانه و پسرانه ماركار و دبيرستان كيخسروي و دبستانهاي دينياري و خسروي و چند مدرسه ديگر در روستاها به فعاليت فرهنگي و آموزشي خود ادامه مي دهند و زير نظر ادارات آموزش و پرورش اداره ميشود. هيچ يك از مدارس فوق اختصاص به دانش آموزان زرتشتي نداشت و همه افراد اعم از زرتشتي و مسلمان در آن تحصيل مي كردند و همه به طور يكسان از مزاياي آن استفاده مي نمودند.
در تنظيم گزارش فوق از يادداشتهاي روانشاد سروش لهراسب و فريبرز نسيمي و سالنامه فرهنگ يزد و ماركار و كتاب فرزانگان زرتشتي استفاده شده است
دبستان بهرام گشتاسب حسن آباد ميبد
شادروان مهربان گشتاسب پور پارسي در سال 1330 خورشيدي يك باب دبستان 6 كلاسه برروي زميني به مساحت 3000 متر مربع بنامگانه پدرش روانشاد بهرام گشتاسب در روستاي حسن آباد ميبد احداث و به آموزش و پرورش اهداء نمود كه هم اكنون داير و زير نظر آموزش و پرورش ميبد يزد اداره ميشود
دبستان دخترانه و پسرانه مهر نرسي آباد
روانشاد مهربان بهرام فلاحت (1339-1258) در سال 1313 خورشيدي در نرسي آباد دبستاني دخترانه به نام مهر تاسيس نمود و تا چندين سال توسط خانواده آن روانشاد و كمك اهالي اداره مي شد. ولي چون بودجه كافي نداشت، در سال 1335 خورشيدي به اداره آموزش و پرورش يزد واگذار شد
دبستان مذكور اينك در نرسي آباد داير و در دو شيفت دخترانه و پسرانه اداره ميشود
دبيرستان دخترانه خدابخش منيري
آقاي خدابخش منيري فرزند رستم اهل و ساكن نرسي آباد دبير كارشناس زبان انگليسي ، كارمند بازنشسته آموزش و پرورش يزد
وي در سال 1370 زميني به مساحت سه هزار متر مربع براي احداث مدرسه راهنمايي به آموزش و پرورش يزد اهداء نمود كه توسط آموزش و پرورش يزد مدرسه أي راهنمايي در آن احداث گرديد و اينك به علت نبودن دبيرستان دخترانه در محل ، به دبيرستان تبديل و به نام دبيرستان دخترانه خدابخش منيري اداره ميشود
دبيرستان خدابخش مسرتي
در سال … در مركز تفت روي زميني به مساحت 1300 متر مربع متعلق به خيرانديش آقاي خدابخش مسرتي ، دبيرستاني جهت آموزش و تحصيل دختران تاسيس گرديد
پيش از ساخت اين دبيرستان به خاطر اياب و ذهاب دوشيزگان به اجبار ترك تحصيل مي كردند كه باني خير به جاي استفاده از ميوه هاي سرانه و عايدات باغ به نفع شخص، تصميم گرفت بهره گيري را جايگزين سازد تا انديشه خدمت به فرهنگ و آب و خاك بهتر در اين كشور متبلور گردد.
تيرماه 1379 خورشيدي
برچسبها:
آموزشگاههاي زرتشتيان در يزد
تاريخچه مختصری از آموزشگاههای زرتشتيان
تاريخچه مختصری از آموزشگاههای زرتشتيان
اسفنديار مراديان
آموزشگاههاي پسرانه و دخترانه ماركار و ديگر آموزشگاههاي وابسته به آن حاصل تلاش و كوشش و فداكاري رادمرد نيكوكاري است كه براي به انجام رساندن انديشه هاي نيك خود در حدود 70 سال پيش آغاز شد
روانشاد پشوتن جي دوسابائي ماركار از زرتشتياني است كه خانواده آنان سالها پيش به هندوستان مهاجرت كرده و در آنجا ساكن و به كار و زندگي مشغول شدند ، و در ميان هنديان به پارسيان مشهورند ولي ايران و سرزمين اجدادي خود را فراموش ننموده و از هر كوششي براي اعتلاي نام ايران فروگزار نمي كنند
پشوتن ماركار در سال 1250 خورشيدي در بمبئي ديده به جهان گشود و چون ديگر همسالان خود دوران كودكي و جواني و تحصيلات خود را در آنجا گذراند. ولي چون ايراني بود پيوسته عشق به ايران و خدمت به سرزمين آباء و اجدادي را سرمشق زندگي خود قرار داده و در صدد بود تا به انديشه هاي نيكش جامه عمل پوشانده و آن را به كردار نيك بدل سازد. از اينرو در سال 1301 خورشيدي با اختصاص سرمايه اي براي ايجاد پرورشگاه پسران در ايران و شهر يزد ، و با فرستادن نماينده اي فعاليت فرهنگي و تعليم و تربيت خود را آغاز كرد و در سال 1306 دبستان پسرانه ماركار و كارگرخانه جهانگيري كه در آن دانش آموزان پرورشگاه در ساعات اضافي به فراگيري كارهايي مانند پارچه بافي، زيلو بافي، جوراب و كشبافي ، خياطي و نجاري مي گذراندند، را ايجاد نمود. پشوتن ماركار براي اداره امور مدارس خود ، آنها را به انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي واگذار كرد و انجمن مزبور نماينده اي از سوي خود به يزد مي فرستاد، در سال 1306 روانشاد ميرزا سروش لهراسب كه از فارغ التحصيلان “كالج آمريكايي سابق ” تهران بود براي اداره مدارس پشوتن ماركار يزد بنمايندگي انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي و امور مربوطه به مدارس ماركار و هنرستان جهانگيري و درمانگاه و دواخانه “سررتن تاتا” كه از سوي يكي از پارسيان هند تاسيس شده بود، انتخاب گرديد. وي در همانسال از سوي پشوتن ماركار مامور داير نمودن دبستان دخترانه ماركار در يزد شد تا دختران نيز مانند پسران از سواد و آموزش بهره گيرند
با افزايش تعداد دانش آموزان، دبستان پسرانه و پرورشگاه و دبيرستان ماركار كه در خانه اي اجاره اي داير بود تكافوي تقاضاي روزافزون دانش آموزان را نمي كرد و با همت بلند و وسعت فكر پشوتن ماركار سازگار نبود از بمبئي به نماينده انجمن ، ميرزا سروش لهراسب دستور خريداري زمين و احداث ساختماني مناسب براي آموزشگاههاي روبه توسعه ماركار را صادر و نامبرده در سال 1311 خورشيدي زميني به مساحت يكصد هزار متر مربع در محل فعلي آموزشگاههاي ماركار يزد تهيه و از سال 1312 طبق نقشه اي كه توسط مهندس پارسي بنام “برزو آقا سهراب” طرح شده بود ساختمان شروع و در مهر ماه 1313 همزمان با جشنهاي گشايش آرامگاه فردوسي كليه ساختمانها آماده و با دومين سفر پشوتن ماركار به ايران و يزد؛ پرورشگاه ، دبستان و دبيرستان ماركار آماده بهره برداري و بوسيله نماينده وزارت فرهنگ و عده اي از پارسيان كه از هند به ايران سفر نموده بودند گشايش يافته و رسما كار خود را آغاز كرد و تا كنون به فعاليت خود ادامه مي دهد
پشوتن ماركار پيوسته در فكر گسترش موسسات خود بود و براي رسيدگي به امور آن رنج سفر با مشكلات 70 سال پيش را بخود نهاده و براي اولين بار در سال 1303 خورشيدي براي رسيدگي بامور پرورشگاه و مشاهده وضع آن مسافرتي به ايران و يزد نمود و در سال 1313 به منظور گشايش ساختمان جديد پرورشگاه و دبستان و دبيرستان پسرانه ماركار براي دومين بار به يزد سفر نمود و در سال 1328 براي شركت در جشن 25 ساله تاسيس مدارس خود و مشاهده پيشرفت دبستان و دبيرستان ماركار و گشايش ساختمان جديد دبستان و دبيرستان دخترانه ماركار براي سومين بار به ايران مسافرت نمود و در اين سفرها از سوي اهالي محترم يزد اعم از مسلمان و زرتشتي مورد استقبال گرم و شايان قرار مي گرفت و از جانب مقامات وقت به دريافت نشان درجه اول علمي– نشان درجه اول سپاس و نشان درجه اول همايون سرافراز گرديد
پشوتن ماركار در هيجدهم مهرماه 1342 خورشيدي در بمبئي جهان فاني را بدرود گفت ولي نام نيكش باقي و ورد زبان خاص و عام مي باشد
در دومين سفر خود در سال 1313 خورشيدي به ايران كه مصادف با گشايش آرامگاه فردوسي بود، طبق تقاضاي فرماندار وقت يزد قول احداث برج ساعتي بنام فردوسي شاعر بزرگ ايران و اهداء آن به شهرداري يزد را داد و ساختمان برج مزبور را در سال 1321 خورشيدي در ميدان ماركار روبروي آموزشگاههاي ماركار باتمام رساند و آنرا بنام “گاهنماي فردوسي” به شهرداري يزد اهداء و شهرداري نيز تعهد نمود كه نسبت به حفظ و نگاهداري و تعميرات آن كوشا باشد
تمام مخارج پرورشگاه ماركار و دبستان و دبيرستان دخترانه و ديگر موسسات وابسته به آن مانند: آموزشگاههاي زرتشتي دهات اطراف يزد، درمانگاه سررتن تاتا، زايشگاه بهمن و غيره اعم از حقوق كاركنان، معلمين و تعميرات توسط پشوتن ماركار و انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي ارسال و پرداخت مي شد كه متاسفانه از سال 1350 به بعد بعلت سخت گيري دولت هندوستان نسبت به ارسال ارز پيوسته از ميزان آن كاسته شد تا تقريبا به صفر رسيد و در اداره امور مدارس فوق وقفه پيش آمد و از رشد آن كاسته شد. ولي با كمك و مساعدت اولياي امور و آموزش و پرورش يزد با همان كيفيت به رشد فرهنگي و تعليم و تربيت خود ادامه مي دهد و سرپرستي و اداره موسسات ماركار از سوي انجمن بمبئي به انجمن زرتشتيان تهران واگذار شد كه انجمن مزبور وكالتا مدارس را سرپرستي مي نمايد
اينك فهرست وار به ذكر اسامي مدارس و موسساتي كه بنام آموزشگاههاي تابعه ماركار و انجمن زرتشتيان ايراني بمبئي مشهور بوده است مي پردازد
پرورشگاه ماركار : اين موسسه كه در سال 1301 خورشيدي شروع بكار نمود به كودكان زرتشتي كه به سن دبستان مي رسيدند و بعلت عدم بضاعت مالي و يا نداشتن دسترسي به آموزشگاه يا علل ديگر نمي توانستند به تحصيل ادامه دهند اختصاص داشت اين كودكان در پرورشگاه ماركار نگاهداري و مخارج خوراك، لباس و خواب و لوازم التحرير آنان تامين مي گرديد. چنانچه با معدل خوب موفق به اتمام تحصيلات ابتدايي مي شدند براي ادامه تحصيل در دوره اول دبيرستان پذيرفته شده و ادامه تحصيل مي دادند و طبق شرايط و آئين نامه مخصوص به ادامه تحصيل در دوره دوم دبيرستان و در صورت قبولي با بودجه اي كه براي اين كار اختصاص داشت در دانشگاههاي كشور ادامه تحصيل مي دادند. در جوار اين موسسه دارالصنايع (هنرستان) جهانگيري قرار داشت كه در ساعات بيكاري كودكان مي توانستند مطابق ذوق و انتخاب خود يكي از فنون پارچه بافي ، زيلو بافي، خياطي، نجاري و جوراب بافي را فراگيرند
پرورشگاه ماركار تا سال 1355 داير بود . از آن سال بعلت نداشتن دانش آموز بحد كافي و ساير مشكلات تعطيل شده و از ساختمان آن براي خوابگاه دانشجويان و يا اسكان مسافران زرتشتي كه از نقاط مختلف كشور به يزد مي آيند استفاده ميشود
دبستان پسرانه ماركار : از سال 1306 با 70 نفر دانش آموز كار خود را شروع و تا سال 71 بصورت دبستان اداره ميشد و از آن سال توسط اداره آموزش و پرورش ناحيه 2 يزد به مكان ديگري انتقال يافته و از محل آن به عنوان مدرسه راهنمايي ماركار استفاده ميشود
دبيرستان پسرانه ماركار : در شهريور 1312 در ساختمان فعلي داير شده، تا سال 50 بصورت دوره اول دبيرستان و تا سال 71 بصورت مدرسه راهنمايي و هم اكنون مجددا بصورت دبيرستان پسرانه ماركار داير است
دبستان دخترانه ماركار : 1306 خورشيدي شروع و هم اكنون داير و بكار خود ادامه مي دهد
دبيرستان دخترانه ماركار : از سال 1312 كلاس اول دبيرستان شروع بكار كرده و تا سال 1351 بصورت اول دبيرستان و اينك با نام مدرسه راهنمايي ماركار داير ميباشد
- مجتمع آموزشي ، فرهنگي و ورزشي و ديني ماركار تهران واقع در تهرانپارس كه توسط انجمن زرتشتيان تهران سرپرستي و اداره مي شود
درمانگاه و زايشگاه بهمن گشتاسب خودي كلاه كه توسط انجمن بمبئي احداث و اداره ميشد كه بعدا بعلت نرسيدن بودجه كافي از هند به هلال احمر يزد واگذار و مشغول بكار و داير است
علاوه بر آموزشگاهها و موسسات فوق از سال 1300 ، تعداد 14 باب دبستان دخترانه و پسرانه با سرمايه اشخاص خير در روستاهاي زرتشتي نشين يزد داير و سرپرستي آن را بعهده انجمن زرتشتيان ايراني سپرده بودند كه به مدارس تابعه ماركار مشهور و كليه امور اداري و امتحانات زير نظر نماينده انجمن ، روانشاد سروش لهراسب انجام مي گرفت فعلا تعدادي از مدارس مزبور داير و تحت نظارت اداره آموزش و پرورش يزد اداره ميشود
اميد است با توجه به نظارتي كه اولياي امور و ادارات آموزش و پرورش يزد دارند موسسات آموزشي ماركار يزد به نحو شايسته اداره و به فعاليت و پيشرفت روزافزون خود ادامه دهد
( در تنظيم از يادداشتهاي سروش لهراسب، سالنامه فرهنگ يزد، سال 28-1327 يادنامه پشوتن ماركار استفاده شده است. )
يزد – موسسات ماركار –1377 خورشيدي
برچسبها:
تاريخچه مختصری از آموزشگاههای زرتشتيان
اشتراک در:
پستها (Atom)