به نام اهورا مزدا

همت وهوخت وهورشت اندیشه نیک ،گفتار نیک وکردار نیک

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

چند اصل از باور اشوزرتشت

چند اصل از باور اشوزرتشت چاپ پست الكترونيكي
باور اشوزرتشت به جهان واپسین و عاقبت جهان چيست؟    
باور اشوزرتشت به جهان واپسین و عاقبت جهان    
   موبد اردشير خورشيديان - برای درک این بخش از جهان بینی نیز، دانستن چند اصل از باور اشوزرتشت لازم می باشد:
- جهان از دو بخش«گیتايی» و«مینوی» درست شده است «براساس تاریخ نوشته شده بشر، نخستين پیامبری که از «جهان مینوی» سخن به میان آورده، اشوزرتشت می‏‌باشد». جهان گیتوی (ماده وانرژی) جرم وحجم وجاذبه و بارالکتریکی دارد وفضا را اشغال می‏‌کند و بُعد وحجم دارد ومرتب درحرکت است وانرژی دارد و... بخش مینوی جهان شامل فضا، خودِحرکت، نیروی جاذبه و دافعه و... می باشد. این بخش ازطبیعت، بُعد وحجم ندارد وهمیشه ثابت است وحرکت نمی‌کند.

- برهردوبخش گیتايی ومینوی جهان قوانین دقیق و همیشگی(اشا) حاکم است و هیچ بخشی از جهان دیمی رفتار نمی‌کند. ودردل همه ذرات طبیعت، بزرگی ودانايی یا به‏قول اشوزرتشت فروهر (ذره‏ای از اهورامزد بوده و نيروي پیش برنده است) وجود دارد.

- «زندگی» و«نازندگی»(نازندگی یعنی زندگی که ما جزيیاتش را نمی‏‌دانیم) وجود دارد و «مرگ» به مفهوم «نیستی»، حقیقت ندارد. بنابر آموزش‏های اشوزرتشت، مرگ شکل دیگری از زندگی است و واقعیت است ولی حقیقت ندارد.

- زرتشتی باید به‏‌صورتی زندگی کند که هم گیتی وهم مینو را داشته باشد. دراوستای روزانه می‏‌خوانیم ”تنی و رواني گیتی و مینو، گیتی مان باد بکامه تن، مینویمان باد بکامه روان“. با کار و کوشش و فعالیت های فیزیکی در بهبود اقتصاد خود و خانواده بکوشد و از لذت های دنیوی و شادی روزگار درحد متعادل بهره‏مند گردد و با انجام اندیشه وگفتارو کردارنیک و گذشت و خیرات و دیگر کارهای نیک و مینوی (معنوی) درحد توان سعی کند که جهان مینوی را نیز برای خود بسازد.
 
- در فرهنگ زرتشتی هیچ بخش غریزی ما شیطانی نیست و برآورده شدن غرایز به‌‏صورتی معقول و درست اساس دین ماست. همه غریزه‏‌هاي ما برای زندگی لازم است. به‌‏شرطی که به‏‌صورتی منطقی ودرست از آنها بهره گیریم و همیشه وجدان یا «اخلاق» را درنظرداشته باشیم.

در دین زرتشت به آن دسته از غريزه‌‏هاي طبیعی که به‌‏صورتی بسیار افراطی از آن استفاده شود(دیو) می‏‌گویند. و چکیده دین ما زندگی کردن بر پايه‌ي فرهنگ مزداپرستی و مبارزه با فرهنگ دیوپرستی است. دیوِدروغ، دیوِآز، دیوِکين، دیوِخشم و.... در گاتها و بخش‏‌های گوناگون اوستا نکوهش شده‌است و از زرتشتیان خواسته شده تا در زندگی با این دیوها مبارزه کنند.

- برای بنانهادن زندگانی اشويی، «بهداشت روان» همان‌اندازه مهم است که «بهداشت تن» اهمیت دارد و آموزش ‏و پرورش روان (اندیشیدن و ساختن شخصیت مَنِ خویش) همانقدر مهم است که آموزش و پرورش جسم (ورزش های مناسب).

- بشر پس از مرگ از بین نمی‏رود بلکه به دنیايی می‏رود که «جهان مینو» نامیده می‌شود و مینوی می‌‏شود.

- بنا به باور زرتشتیان، پس از مرگ، روح و فروهر هر دو باقی می مانند، روح مسئول است و باید پاسخگو باشد ولی فروهر که ذره ای از ذات پاک اهورامزدا است که در جسم ما به‏‌ودیعه نهاده شده بوده‌است، به اصل خویش باز می‌گردد.

- انسان بایستی قوانینِ حاکم بر طبیعت (اشا) را بشناسد و خود را به‏‌وسیله پیروی از راستی و منش نیک با آن هم‏آهنگ نماید. که همیشه سربلند باشد و با افتخار زندگی نماید و به اصطلاح ”عاقبت به خیر“ گردد.
- در باور زرتشتیان در مرگ هیچ‌کس نبایستی گریست. تنها باید حرمت را نگاهداشت و مراسم مذهبی را به‏خوبی به‏‌جا آورد.
- برای نخستين بار اشوزرتشت از «بهشت» (بهترین جايی که در خيال می‏‌گنجد) و «دوزخ» یعنی (خانه دروغ)، سخن به میان می‏‌آورد.
باور اشوزرتشت این است که، خداوند به انسان «وجدان و خرد» و قدرت اراده اختیار، بخشیده تا بر سرنوشت خود حاکم بوده و شخصیت خود را بسازد و چون انسان، می‌تواند با پیروی از اشويی، «سپنته‌‌من» گشته و «اشون» شود و یا با پیروی از «دروغ»، «انگره‌‏من» شده و «درگوند» گردد وموجودی «مسئول» است و بایستی «پادافره» اعمال خود را دریافت نماید.
- روح انسان تا سه روز در اطراف تن درگذشته می‏‌ماند و صبح چهارم آن‌را ترک می نماید . برای رسیدن به عالم بالا یا جهان مینوی لازم است که از پلی به نام «چینه‌‏ود» (صراط) بگذرد.

صحنه‌ه‏ای بسیار جالب و امروزی از ”دادگاه در اوستا“ در جریان است، روح در سرپل‌چینود، اعمالش سنجیده می‏‌شود، فرشته «مهر» داور است و ترازو(میزان) در دست دارد و فرشته «سروش» نقش مدعی العموم یا دادستان را بازی می کند و گناهان فرد در گذشته را برمی‏‌شمارد درکفه‌ای می‏‌گذارد.
 فرشته«رشن» نقش وکیل مدافع را دارد و علل و اسباب کارهايی را که سروش گناه می‏‌داند را برمی‌‏شمارد و کارهای نیک او را در کفه دیگر ترازو می‏‌گذارد و از روح درگذشته دفاع می کند. فرشته «رشن» هم اغلب پا درمیانی می‌کند که تا آنجا که ممکن است بار گناهان در گذشته را کم کند.
( جالب است بدانید که: دادگاه های دوره ساسانیان نیز اینچنین اداره می‌شده است وهنگام محاکمه متهمین از مردم خواسته‌می‏‌شده است که هر کس کارهای نیکی از متهم دیده است را به‌‏دادگاه ارايه دهد تا درست داوری شود.
 و از حدود پنجاه سال پیش در جهان چنین قانون شد که هیچ متهمی را نمی‌توان بدون داشتن وکیل مدافع داوری نمود.)
  - بخشش در دین زرتشي نیست. هر کس همان می‏‌دروَد که می‏‌کارد، و تنها با کارنیک می توان کارهای‌بد را از بین برد و پوشانید هر گناهی پادافرهی دارد مشخص و دقیق(بر طبق قانون اشای مینوی).

باور اشوزرتشت به جهان واپسین و عاقبت جهان چيست؟

باور اشوزرتشت به جهان واپسین و عاقبت جهان چيست؟

برای درک این بخش از جهان بینی نیز، دانستن چند اصل از باور اشوزرتشت لازم می باشد:
- جهان از دو بخش«گیتايی» و«مینوی» درست شده است «براساس تاریخ نوشته شده بشر، نخستين پیامبری که از «جهان مینوی» سخن به میان آورده، اشوزرتشت می‏‌باشد». جهان گیتوی (ماده وانرژی) جرم وحجم وجاذبه و بارالکتریکی دارد وفضا را اشغال می‏‌کند و بُعد وحجم دارد ومرتب درحرکت است وانرژی دارد و... بخش مینوی جهان شامل فضا، خودِحرکت، نیروی جاذبه و دافعه و... می باشد. این بخش ازطبیعت، بُعد وحجم ندارد وهمیشه ثابت است وحرکت نمی‌کند.
- برهردوبخش گیتايی ومینوی جهان قوانین دقیق و همیشگی(اشا) حاکم است و هیچ بخشی از جهان دیمی رفتار نمی‌کند. ودردل همه ذرات طبیعت، بزرگی ودانايی یا به‏قول اشوزرتشت فروهر (ذره‏ای از اهورامزد بوده و نيروي پیش برنده است) وجود دارد.
- «زندگی» و«نازندگی»(نازندگی یعنی زندگی که ما جزيیاتش را نمی‏‌دانیم) وجود دارد و «مرگ» به مفهوم «نیستی»، حقیقت ندارد. بنابر آموزش‏های اشوزرتشت، مرگ شکل دیگری از زندگی است و واقعیت است ولی حقیقت ندارد.
- زرتشتی باید به‏‌صورتی زندگی کند که هم گیتی وهم مینو را داشته باشد. دراوستای روزانه می‏‌خوانیم ”تنی و رواني گیتی و مینو، گیتی مان باد بکامه تن، مینویمان باد بکامه روان“. با کار و کوشش و فعالیت های فیزیکی در بهبود اقتصاد خود و خانواده بکوشد و از لذت های دنیوی و شادی روزگار درحد متعادل بهره‏مند گردد و با انجام اندیشه وگفتارو کردارنیک و گذشت و خیرات و دیگر کارهای نیک و مینوی (معنوی) درحد توان سعی کند که جهان مینوی را نیز برای خود بسازد.
- در فرهنگ زرتشتی هیچ بخش غریزی ما شیطانی نیست و برآورده شدن غرایز به‌‏صورتی معقول و درست اساس دین ماست. همه غریزه‏‌هاي ما برای زندگی لازم است. به‌‏شرطی که به‏‌صورتی منطقی ودرست از آنها بهره گیریم و همیشه وجدان یا «اخلاق» را درنظرداشته باشیم.
در دین زرتشت به آن دسته از غريزه‌‏هاي طبیعی که به‌‏صورتی بسیار افراطی از آن استفاده شود(دیو) می‏‌گویند. و چکیده دین ما زندگی کردن بر پايه‌ي فرهنگ مزداپرستی و مبارزه با فرهنگ دیوپرستی است. دیوِدروغ، دیوِآز، دیوِکين، دیوِخشم و.... در گاتها و بخش‏‌های گوناگون اوستا نکوهش شده‌است و از زرتشتیان خواسته شده تا در زندگی با این دیوها مبارزه کنند.
- برای بنانهادن زندگانی اشويی، «بهداشت روان» همان‌اندازه مهم است که «بهداشت تن» اهمیت دارد و آموزش ‏و پرورش روان (اندیشیدن و ساختن شخصیت مَنِ خویش) همانقدر مهم است که آموزش و پرورش جسم (ورزش های مناسب).
- بشر پس از مرگ از بین نمی‏رود بلکه به دنیايی می‏رود که «جهان مینو» نامیده می‌شود و مینوی می‌‏شود.
- بنا به باور زرتشتیان، پس از مرگ، روح و فروهر هر دو باقی می مانند، روح مسئول است و باید پاسخگو باشد ولی فروهر که ذره ای از ذات پاک اهورامزدا است که در جسم ما به‏‌ودیعه نهاده شده بوده‌است، به اصل خویش باز می‌گردد.
- انسان بایستی قوانینِ حاکم بر طبیعت (اشا) را بشناسد و خود را به‏‌وسیله پیروی از راستی و منش نیک با آن هم‏آهنگ نماید. که همیشه سربلند باشد و با افتخار زندگی نماید و به اصطلاح ”عاقبت به خیر“ گردد.
- در باور زرتشتیان در مرگ هیچ‌کس نبایستی گریست. تنها باید حرمت را نگاهداشت و مراسم مذهبی را به‏خوبی به‏‌جا آورد.
- برای نخستين بار اشوزرتشت از «بهشت» (بهترین جايی که در خيال می‏‌گنجد) و «دوزخ» یعنی (خانه دروغ)، سخن به میان می‏‌آورد.
باور اشوزرتشت این است که، خداوند به انسان «وجدان و خرد» و قدرت اراده اختیار، بخشیده تا بر سرنوشت خود حاکم بوده و شخصیت خود را بسازد و چون انسان، می‌تواند با پیروی از اشويی، «سپنته‌‌من» گشته و «اشون» شود و یا با پیروی از «دروغ»، «انگره‌‏من» شده و «درگوند» گردد وموجودی «مسئول» است و بایستی «پادافره» اعمال خود را دریافت نماید.
- روح انسان تا سه روز در اطراف تن درگذشته می‏‌ماند و صبح چهارم آن‌را ترک می نماید . برای رسیدن به عالم بالا یا جهان مینوی لازم است که از پلی به نام «چینه‌‏ود» (صراط) بگذرد.
صحنه‌ه‏ای بسیار جالب و امروزی از ”دادگاه در اوستا“ در جریان است، روح در سرپل‌چینود، اعمالش سنجیده می‏‌شود، فرشته «مهر» داور است و ترازو(میزان) در دست دارد و فرشته «سروش» نقش مدعی العموم یا دادستان را بازی می کند و گناهان فرد در گذشته را برمی‏‌شمارد درکفه‌ای می‏‌گذارد. فرشته«رشن» نقش وکیل مدافع را دارد و علل و اسباب کارهايی را که سروش گناه می‏‌داند را برمی‌‏شمارد و کارهای نیک او را در کفه دیگر ترازو می‏‌گذارد و از روح درگذشته دفاع می کند. فرشته «رشن» هم اغلب پا درمیانی می‌کند که تا آنجا که ممکن است بار گناهان در گذشته را کم کند. ( جالب است بدانید که: دادگاه های دوره ساسانیان نیز اینچنین اداره می‌شده است وهنگام محاکمه متهمین از مردم خواسته‌می‏‌شده است که هر کس کارهای نیکی از متهم دیده است را به‌‏دادگاه ارايه دهد تا درست داوری شود. و از حدود پنجاه سال پیش در جهان چنین قانون شد که هیچ متهمی را نمی‌توان بدون داشتن وکیل مدافع داوری نمود.)
- بخشش در دین زرتشي نیست. هر کس همان می‏‌دروَد که می‏‌کارد، و تنها با کارنیک می توان کارهای‌بد را از بین برد و پوشانید هر گناهی پادافرهی دارد مشخص و دقیق(بر طبق قانون اشای مینوی).
موبد اردشير خورشيديان

خاندان اشوزرتشت


چاپ
- خاندان اشوزرتشت
پدر اشوزرتشت پوروشسب و مادر او دغدو نام دارد. همسر زرتشت هووی بوده که از خاندان هوگو و دختر فرشوشتر است. سه دختر اشوزرتشت؛ فرنی‌، تریتی و پوروچیستا و سه پسر او به نام‌های ایست‌واستر، اروتت‌نر و خورشید چهر (در او ،،) هستند. نام پسرعموی وی که از نخستین گروندگان به دین مزدیسنی بود، میدیوماه ( مئیذیویی ماونگهه ) بود که پسر اراستی است. برادران مهتر اشوزرتشت‌، رتوشتر و رنگوشتر نام داشتند و برادران کهتر او نوتریکا و نی‌ورتش بودند. در یسنای 46و53 دو نیای اشوزرتشت نام برده می‌شود: سپیتمه که نهمین نیای او بوده و هچتسب که نیای چهارم او بوده است. در دینکرد خاندان زرتشت آشکار شده که او به 45 پشت به کیومرث می‌رسد. اشوزرتشت در اوستا معمولا زرتشت اسپنتمان که به چم پاک و سپنته است خوانده می‌‌شود.

۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

هدف از بکار بردن تعابیر خاص در لسان شعرای عارف


شاعران مسلمان عرفان مسلک، در مقابل متظاهران به مسلمانی و ریاکاران، اصطلاحات و تعبیرات خاصی دارند، هر جا که زهد و احیانا مسلمانی را تخطئه می کند نظرشان به زاهد مابیها و مسلمان مابیهای دروغین است که در همه عصرها وجود داشته و دارد و همواره سد راه اسلام و مسلمین بوده و هست.
حتی شاعرانی که خود در لباس روحانیت بوده اند و به عالیترین مقامات اجتهاد رسیده و در مسند شرع نشسته بوده اند مانند شیخ بهائی که علاوه بر این جهت یک مهاجر عرب است که به ایران آمده و ملااحمد نراقی و میرزا محمد تقی شیرازی و حاج میرزا حبیب رضوی خراسانی و حاج شیخ محمد حسین اصفهانی و علامه طباطبائی از این گونه تعبیرات دارند.
شیخ بهایی در غزل معروف خود که با این بیت آغاز می شود:
ساقیا بده جامی زان شراب روحانی *** تا دمی بیاسایم زین حجاب جسمانی
می گوید:
سجده بر بتی دارم راه مسجدم منما *** کافر ره عشقم من کجا، مسلمانی؟
زاهدی به میخانه سرخرو ز می دیدم *** گفتمش مبارک باد ارمنی مسلمانی

نراقی مجتهد معروف قرن سیزدهم که به "صفائی" متخلص بوده میگوید:
خوشا حال کسی کاندر ره عشق *** سری درباخت، یا جانی فدا کرد
در میخانه بر رویم گشادند *** مگر میخواره ای بر من دعا کرد
صفائی تا مرید می کشان شد *** عبادتهای پیشین را قضا کرد
و هم او می گوید:
تا مغبچگان مقیم دیرند *** در دیر مغان مرا مقام است
آن آیه که منع عشق دارد *** واعظ! بنما به من کدام است؟
وان می که به دوست ره نماید *** آخر به کدام دین حرام است؟
گفتیم بسی ز عشق و گفتند *** این قصه هنوز ناتمام است
از خانه ما نهفته راهی است *** تا منزل او که یک دو گام است
در میکده زان شده صفایی *** کاین مدرسه منزل عوام است
مرحوم نراقی بانی مدرسه و مؤسس حوزه علمیه علوم دینیه بوده است. در این حال می گوید:
در حیرتم آیا چه رو مدرسه کردند *** جایی که در آن میکده بنیاد توان کرد؟

بعلاوه، هاتف اصفهانی در ترجیع بند معروفش صریحا می گوید که مقصود عارفان از این تعبیرات یک سلسله معانی دیگر است و این تعبیرات را نباید به مفهوم ظاهری آنها حمل کرد می گوید:
هاتف ارباب معرفت که گهی *** مست خوانندشان و گه هشیار
از دف و چنگ و مطرب و ساقی *** وز می و جام و ساقی و زنار
قصد ایشان نهفته اسراری است *** که به ایما کنند گاه اظهار

از همه اینها گذشته، این تعبیرات اختصاص به گویندگان ایرانی و فارسی زبان ندارد، گویندگان فارسی زبان هندی، و همچنین گویندگان عرب و عرب زبان عارف مشرب، از قبیل ابن الفارض مصری و محی الدین عربی نیز چنین تعبیرات و اصطلاحاتی دارند.
هیچ عاقلی نمی تواند ادعا کند که تعبیرات اینها در باره می و غیره یادآور علائق آنها به مراسم زرتشتیان است.
با این تصریح چگونه ممکن است تعبیرات شاعر را حمل به مفهوم ظاهریش بنماییم؟.
گذشته از این، این تعبیرات مجازی و این اصطلاحات، منحصر به می و مغ و آتشکده که از اصطلاحات زرتشتیان است، نیست، اگر منحصر به اینها بود جای این تردید بود که چرا گویندگان ایرانی فارسی زبان برای معانی عرفانی خود این کلمات را انتخاب کرده اند؟ آیا این کار نشانه علائق آنها به رسول و سنن کهن این سرزمین است؟
این گویندگان کلماتی از قبیل: بت، ترسا، دیر، چلیپا (صلیب)، شطرنج، نرد و غیره نیز در اصطلاحات خویش فراوان آورده اند. پس لازم است این کلمات را نشانه علائق این گویندگان به بت پرستی و مسیحیت و قمار بازی بدانیم!.

سوء برداشت روشنفکران غیرآشنا به معارف اسلامی از سخن اصحاب معرفت و عرفان:
در چند سال پیش یکی از نویسندگانی که گرفتار چنین اندیشه هایی بوده است، استدلال کرده بود که غزل معروف حافظ که با این بیت آغاز می شود:
بلبل زشاخ سرو به گلبانگ پهلوی *** می خواند دوش درس مقامات معنوی
نشانه احساسات ملی شاعر است و شاعر به یاد گذشته افتاده، آن وقتی که هنوز اسلام به ایران نیامده بود و زبان پهلوی زبان رائج و دین زردتشتی دین رسمی بود، شاعر خواسته است به این وسیله تمایل خویش را به رسوم و سنن و آیین پیش از اسلام ابراز نماید.
یک نویسنده ماتریالیست (دکتر ارانی، در جزوه عرفان و اصول مادی) جواب داده بود " اگر چنین است پس شعر بعدی که می گوید:
یعنی بیا که آتش موسی نمود گل *** تا از درخت نکته توحید بشنوی
نشانه علاقه شاعر به یهودیگری است، و شعر دیگری که در همین غزل است و می گوید:
این قصه عجب شنو از بخت واژگون *** ما را بکشت یار به انفاس عیسوی
نشانه علاقه شاعر به مسیحیت است ".
بدون شک این اصطلاحات و تعبیرات رمز یک سلسله معانی عرفانی است و ربطی به علاقه گوینده به مذهب زردشتی یا مسیحی یا یهودی ندارد.

تشبیهات عرفانی در قرآن و نهج البلاغه:
گذشته از همه اینها، تشبیه واردات قلبی و معارف افاضی و اشراقی و لذتها و بهجتهای حاصله از آن به شراب، در قرآن کریم و نهج البلاغه نیز آمده است.
قرآن کریم در سوره مبارکه دهر می فرماید «و سقیهم ربهم شرابا طهورا»؛ یعنی پروردگار " ابرار " با شرابی بسیار پاک و پاک کننده آنها را سیراب می کند (دهر/21)، شرابی که به قول مفسرین پیوند انسان را از هر چیز جز خدا می برد و او را تنها به خداوند متصل می سازد در نهج البلاغه گروهی از اهل معنی چنین توصیف می شوند: «و یغبقون کاس الحکمه بعد الصبوح»؛ یعنی همانا شامگاهان پس از بامدادان باده حکمت سر می کشند (نهج البلاغه خطبه 148). لغت می گوید که "غبوق" پیمانه شام و "صبوح" پیمانه صبحگاهان است.

اشو زرتشت

زرتشت
( ملیت: ایرانی  قرن:0) (ملیت : ایرانی قرن : 0)
(ح 1000 ق م)، پیامبر. (ح 1000 ق م) ، پیامبر. در روزگار باستان از خانواده «سپیتمه» بود. در روزگار باستان از خانواده «سپیتمه» بود. در تاریخ ولادت او بین 1000 تا 660 ق. در تاریخ ولادت او بین 1000 تا 660 ق. م اختلاف هست و بعضى از پارسیان از روى محاسبات نجومى آن را تا 4500 سال قبل از میلاد بالا مى‏برند، هرچند از بعضى روایات قدیم یونان نیز این نكته برمى‏آید، لیكن قبلو آن به جهات بسیار دشوار است. م اختلاف هست و بعضى از پارسیان از روى محاسبات نجومى آن را تا 4500 سال قبل از میلاد بالا مى برند ، هرچند از بعضى روایات قدیم یونان نیز این نكته برمى آید ، لیكن قبلو آن به جهات بسیار دشوار است. پدر زرتشت پور و شسپ و مادرش دغدو یا دغدویه نام داشت. پدر زرتشت پور و شسپ و مادرش دغدو یا دغدویه نام داشت. در مورد زادگاه او نیز اختلاف است، بعضى او را از ناحیه ماد (ارومیه) و بعضى از خراسان (بلخ) و بعضى از روى مى‏دانند. در مورد زادگاه او نیز اختلاف است ، بعضى او را از ناحیه ماد (ارومیه) و بعضى از خراسان (بلخ) و بعضى از روى مى دانند. كلمه زرتشت ظاهرا مركب از دو كلمه است «زرت» به معناى زرد و «اوشتر» به معناى شتر و كلا به معناى شتر زرد یا دارنده‏ى شتر زرد است. كلمه زرتشت ظاهرا مركب از دو كلمه است «زرت» به معناى زرد و «اوشتر» به معناى شتر و كلا به معناى شتر زرد یا دارنده ى شتر زرد است. در زمان گشتاسب، شهریار خراسان، ظهور كرد و گشتاسب نیز دین او را پذیرفت. در زمان گشتاسب ، شهریار خراسان ، ظهور كرد و گشتاسب نیز دین او را پذیرفت. پایان زندگى وى نیز چندان روشن نیست. پایان زندگى وى نیز چندان روشن نیست. طبق روایت در حمله‏ى دوم ارجاسب تورانى به بلخ به دست یكى تورانى از خاندان كرپ، به نام بر اترك رش كشته شد. طبق روایت در حمله ى دوم ارجاسب تورانى به بلخ به دست یكى تورانى از خاندان كرپ ، به نام بر اترك رش كشته شد. نوشته‏اند كه اوستا، مجموعه‏ى اعتقادات و تعالیم زرتشت، پس از وى و به فاصله‏ى هشتصد سال بعد نوشته شده است. نوشته اند كه اوستا ، مجموعه ى اعتقادات و تعالیم زرتشت ، پس از وى و به فاصله ى هشتصد سال بعد نوشته شده است. ولى آنچه مسلم است گاتها از قسمتهاى دیگر قدیمى‏تر است و نزدیك به زبان و داها مذهب هندوان و شعرگونه است. ولى آنچه مسلم است گاتها از قسمتهاى دیگر قدیمى تر است و نزدیك به زبان و داها مذهب هندوان و شعرگونه است. زرتشت قائل به مبدا واحد مجردى براى موجودات است كه در آن اهورا مزدا خداست. زرتشت قائل به مبدا واحد مجردى براى موجودات است كه در آن اهورا مزدا خداست. نور و ظلمت یا یزدان و اهریمن هر دو حادث‏اند، و معتقد است كه نظام هستى به واسطه‏ى امتزاج نور و ظلمت پایدار مى‏شود و مرجع تمام خیرات یزدان است. نور و ظلمت یا یزدان و اهریمن هر دو حادث اند ، و معتقد است كه نظام هستى به واسطه ى امتزاج نور و ظلمت پایدار مى شود و مرجع تمام خیرات یزدان است. لشكر یزدان و اهریمن همواره در جنگ‏اند و هنگامى عالم به سعادت مى‏رسد كه نژاد اهریمن نابود گردد. لشكر یزدان و اهریمن همواره در جنگ اند و هنگامى عالم به سعادت مى رسد كه نژاد اهریمن نابود گردد. زرتشت به دو عالم معتقد است یكى روحانى (مینو) و دیگرى جسمانى (گیتى) و آنچه در عالم است به دو قسمت تقسیم مى‏كند تقدیر یا (بخشش) و فعل یا (كنش) و حركات و افعال انسان وقتى به مرتبه‏ى سعادت عالى مى‏رسد كه داراى اندیشه‏ى نیك، گفتار نیك و كردار نیك مى‏باشد. زرتشت به دو عالم معتقد است یكى روحانى (مینو) و دیگرى جسمانى (گیتى) و آنچه در عالم است به دو قسمت تقسیم مى كند تقدیر یا (بخشش) و فعل یا (كنش) و حركات و افعال انسان وقتى به مرتبه ى سعادت عالى مى رسد كه داراى اندیشه ى نیك ، گفتار نیك و كردار نیك مى باشد. آیین زرتشت به ابدیت روح و معاد روحانى معتقد است.[1] (زردتشت: زرادشت: زراتشت: زردهشت: زراتشت: زرادشت، په، است. دارنده شتر زرد؟) پیامبر ایران باستان از خانواده سپیتمه. آیین زرتشت به ابدیت روح و معاد روحانى معتقد است) [1] (زردتشت : زرادشت : زراتشت : زردهشت : زراتشت ، په ، است. : دارنده شتر زرد زرادشت؟ پیامبر ایران باستان از خانواده سپیتمه. بعضى وى را از آذربایجان و برخى از رى و غالبا از شمال شرقى ایران دانند. بعضى وى را از آذربایجان و برخى از رى و غالبا از شمال شرقى ایران دانند. در باب زمان او هم اختلاف بسیار است. در باب زمان او هم اختلاف بسیار است. سنت زردتشتیان عصر وى را حدود 600 ق.م. سنت زردتشتیان عصر وى را حدود 600 ق. م. میداند، و غالبا خاورشناسان قرنهاى 7 و 6 ق.م. میداند ، و غالبا خاورشناسان قرنهاى 6 و 7 ق. م. را یاد میكند. را یاد میكند. پدرش پوروشسپ و مادرش دغدو (دغدویه) نام داشت. پدرش پوروشسپ و مادرش دغدو (دغدویه) داشت نام. وى معاصر گشتاسب بود، و آن شهریار دین او را به پذیرفت. وى معاصر گشتاسب بود ، و آن شهریار دین او را به پذیرفت. بعض سرودهاى دین گاتها (از اوستا) كه در دست است از خود اوست. بعض سرودهاى دین گاتها (از اوستا) كه در دست است از خود اوست. طبق روایت، در حمله دوم ارجاسب تورانى به بلخ، زردشت به دست یك تن تورانى از خاندان كرپ به نام براترك‏رش (ه.م.) كشته شد. طبق روایت ، در حمله دوم ارجاسب تورانى به بلخ ، زردشت به دست یك تن تورانى از خاندان كرپ به نام براترك رش (ه. م.) شد كشته. زردشتى (آیین). زردشتى (آیین).
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم) برگرفته از کتاب : اثرآفرینان (جلد اول -- ششم)

منابع زندگینامه: [1] آثار الباقیه (301 -299)، اسطوره زندگى زرتشت، آفرینش و تاریخ (575 -573)، تاریخ ادیان (449 -483)، تاریخ برگزیدگان (596 -595)، دانشمندان آذربایجان (164 -163)، دایرةالمعارف فارسى (1172 -1171 /1)، در قلمرو وجدان (75 -68)، سرآمدان فرهنگ (411 -409 /1)، لغت نامه (ذیل/ زرتشت). منابع زندگینامه : [1] آثار الباقیه (301 -299) ، اسطوره زندگى زرتشت ، آفرینش و تاریخ (575 -573) ، تاریخ ادیان (449 -483) ، تاریخ برگزیدگان (596 -595) ، دانشمندان آذربایجان (164 -163) ، دایرةالمعارف فارسى (1172 -1171 / 1) ، در قلمرو وجدان (75 -68) ، سرآمدان فرهنگ (411 -409 / 1) ، لغت نامه (ذیل / زرتشت).

۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه

اوستا

به خشنودی اهورامزدا

درود می فرستم بر تمامی ایرانیان مقدس و به خصوص خوانندگان این وبلاگ

(( اوستا ))

اوستا نام کتاب مقدس زرتشتیان است. اوستای ِ امروزی به بخش های زیر تقسیم می شود :

1- یسن ها ( یسنا ) : از هفتاد ودو (( ها )) یا هات ( = فصل ، بخش )
تشکیل شده است . در اوستا یَسنَ آمده و به معنی ((ستایش)) است.
این واژه در فارسی دری (( جشن )) شده است .
یسنا را دو موبد که یکی ((زوت )) و دیگری (( راسپی )) نامیده می شود
در مراسم دینی که (( یزشن )) نام گذاری شده است ، با هم می خوانند .
گاهان  (گاتها ) که تعداد آنها پنج و سخن خود زرتشت است ، هفده هات
از هفتاد و دو هاتِ یسنا است

2- ویسپَرَد : از دو واژه ((ویسپ)) به معنی ((همه)) و (( رَد )) به معنی
(( سرود ، بزرگ )) ترکیب شده است . در دین زرتشتی هر یک از موجودات
((رَدی)) دارند مثلا ً : گندم رَدِ غلات است . از آن جایی که این بخش از اوستا
در ستایش رَد ها است ، ویسپرَد نامیده می شود .

ویسپرد کتاب مستقلی نیست  ، نوشته های آن از یسنا است؛ در مراسم
دینی یسنا و وندیداد و در مراسم شش گهنبار به تنهایی خوانده می شود.
ویسپرد به 24 کَرده (= فصل ، بخش ) تقسیم شده است

3- وندیداد : تغییر یافته ی واژه ی (( وی دیو داد )) به معنی قانون(داد)
ضِد ( وی) دیو است. از بیست و دو فرگرد (=فصل ، بخش ) تقسیم شده
و نوشته های آن در مورد  آفرینش ، داستان جم و قوانین و مقرراتِ دینی
که در زمان ساسانیان مورد اجرا قرار می گرفت  . برخی از آن قوانین با
شرایط امروزی سازگار نبوده و قابل اجرا نیست  و برخی نوشته های آن
با وجود گذشت زمان اهمیت و ارزش خود را از دست نداده است

4- یشت ها : از بیست و یک یشت تشکیل شده است .
هریک از یشت ها درباره ی امشاسپندان یا ایزدان دین زرتشتی سروده شده
و به نام همان امشاسپند یا ایزد نام گزاری شده است
مانند : اردیبهشت یشت ، خرداد یشت .....

5- خرده اوستا : خرده اوستا به معنی اوستای کوچک است و کوتاه شده ای
از اوستای دوره ی ساسانی ، موبدِ موبدان ِ زمان ِ شاپور دوم به نام آذرباد
مهراسپندان ، این کتاب را تدوین نموده است . در این بخش نماز ها و نیایش
های زرتشتیان گنجانده شده است.

گات ها  : واژه گات ها  در زبان اوستا و سنسکریت به معنی ((سرود پاک ))
است .(( گاثا  ، گاسان )) یا ((گاهان )) تلفظ های گوناگون همین واژه  به
اوستایی  و فارسی میانه و فارسی دری است. این قسمت از اوستا از سخنان
خود اشو زرتشت است و پیام ، راه و روش و آموزش های او در ان گنجانده
شده است ، گات ها به شعر است به آن جهت از گزند فراموشی و یا دستبرد
روزگار در امان بماند آنها را به شعر در آورده اند تا بهتر به خاطر سپرده
شود. گاتها به زبان اوستایی بسیار  کهن سروده شده است . می توان گفت
گات ها کهن ترین ، نغز ترین ، اندیشه بر انگیزترین و والاترین بخش اوستا
است. گاتها دارای هفده ((هات)) (=فصل یا بخش ) است که در میان یسنا
قرار دارد . نیاکان ما ، شاید به انگیزه ی نگه داری از بخش آسمانی اوستا
آن را چون نگینی در میان نیایش ها نشانده اند و در دل یسنا جای داده اند.
هفده هات از روی وزن و آهنگ به پنج بخش کرده اند : اَ هنَوَد ، اُ شتوَد ،
سپَنتمَد ، وُ هوُ خشترَ و وهیشتوایشت .
گات ها به یکتا پرستی  ، چگونگی شناخت اهورامزدا ، آزادی ، پیشرفت و
آبادانی .... پرداخته است.

همگی شما عزیزان را به پروردگار عاشق می سپارم

بدرود

بن مایه : مطلبی چاپ شده توسط انتشارات فروهر در تقویم زرتشتیانhttp://www.persianparseh.blogfa.com/post-16.aspx

نام ومعنی روز های ماه

به خشنودی اهورامزدا



درود می فرستم به همه ی شما ایرانیان عاشق وطن

در ایران باستان روز ماه ها مانند امروزه دارای عدد مثلا روز سوم نبوده و هر روز برای خود نامی دارد
سال دینی زرتشتیان  دارای دوازده ماه سی روزه است . اولین روز هر ماه
زرتشتیبا نام اورمزد که نام پروردگار یکتا در ایران باستان است، آغاز می شود
بقیه ی روزها به نام ایزدان نام گذاری شده است.
نیاکان ما بر این باور بودند با جاری شدن نام هریک از ایزدان که نماینده یکی
از صفات و خصوصیات نیک اخلاقی است سبب خواهد شد تا انسان آن صفت و
خوی را در خود تقویت کند .
نام روز های زرتشتی و باور های وابسته به هر روز که در نبشته های
گوناگون تاریخی از گذشته باقی مانده به این قرار است :
معنی  نام روز                                                                  
نام روز
روز
شکل فارسی از اهورامزدا خدای یکتا است . این روز روزی پربرکت و بزرگ دانسته می شود و نیک است در این روز سفر کردن و جامه نو پوشیدن  ولی وام دادن شایسته نیست
اورمزد
1

در اوستا بصورت وهومنه به چم (معنی) اندیشه نیک؛ وی ایزد نگهبان چارپایان این جهان ودر جهان مینو نماینده منش و اندیشه ی نیک است (از او با صفت فرو نشاننده آتش خشم نیز یاد می شود )
وَهمَن
2

در اوستا بصورت اَش وَهیشتَ آمده و به چم بهترین پاکی و راستی و در خرده اوستا اردیبهشت زیباترین امشاسپند و در جهان مینو نماینه پاکی و قانون ایزدی اهورامزدا و در جهان خاکی نگاهبان آتش است
اَردیبهشت
3

در اوستا خَشَترَوَایریَ و در فارسی میانه شهروَر  به معنی پادشاهی برتر و برگزیده است. وی ایزدی است که بر فلزات پاسبانی دارد. در جهان منو نیز نماینده پادشاهی و اقتدار خداوند است
شهریور
4

واژه اوستایی سپَنتَ آرمَ ای تی که در فارسی میانه به شکل سپندارمز آمده و به معنی فروتنی و بردباری است .در جهان مینو نماینده بردباری و شکیبایی اهورامزدا است و در جهان خاکی نگاهبان زمین
سپندارمذ
5

در اوستا  اُروَتات،در فارسی میانه خورداد به معنی کمال و رسایی است. وی جلوه ی کمال اهورامزدا است و در این جهان پرستاری از آب با اوست
خورداد
6

این واژه در اوستا اَمِرَتات آمده که آن را بی مرگی و جاودانگی معنا کرده اند. وی از امشاسپندان است و جلوه ی جاودانگی اهورامزدا در جهان مینو است و در این جهان نیز  نگاهبانی از گیاه را بر عهده دارد
اَمرداد
7

روز هشتم به نام دی( عنوان آفریدگاری اهورامزدا ) نامیده شده و چون این نام دوبار ِدیگر نیز می آید ، هربار نام روز پس از آن نیز بدان افزوده می شود. دراین مورد روز پس از آن «آذر» است . دی دراوستا به شکل دَثوش و در فارسی میانه دی و به معنی آفریدگار و دادار آمده است.
دی بآذر
8

در اوستا آترَ ، در فارسی میانه آتور و در فارسی امروزی آذر یا آتش آمده است . وی ایزد نگاهبان آتش است که نزد ایرانیان باستان اهمیت بسیار داشته .
آذر
9

از واژه اوستایی اَپَ  و فارسی میانه آپ که در فارسی امروزی به آب دگرگون شده است. وی ایزد و نگاهبان دریاها و آب است.
آبان
10

همان خورشید است در اوستا هَوَرَخشَ اِتَ و در فارسی میانه خورشِت آمده است .ایزد نگاهبان آفتاب است .
خور
11

در اوستا به شکل ماونگَ آمده است .وی از ایزدان و نگاهبان کره ماه و نیز از چارپایان رابر عهده دارد
ماه
12

در اوستا به شکل تیشتریَ و در پهلوی تِشتر آمده است. تیر ایزد نگاهبان باران است و با کوشش وی زمین پاک را از باران بهره می یابد و کشت زارها سیراب می شوند.
تیر
13

در اوستا گِ اوش و در فارسی میانه گوش آمده است .گوش ایزد و نگاهبان چارپایان است
گوش
14

این روز نیز بنام اهورامزدا ست که در اینجا هم با نام دی و با افزوده شدن به نام روز پس از آن امده است
دی بهمر
15

در اوستا میثرَآمده ؛وی از ایزدان بزرگ پیش از زرتشت است که ایزد فروغ و روشنایی خوانده می شود. مهر نام آفتاب نیز هست و ایزدی است که داوری اعمال مردمان را بر عهده دارد
مهر
16

به معنی فرمانبردار و به ویژه پیروی از فرمان خداوند است . این نام در اوستا به شکل سَرَاُشَ آمده است . وی از ایزدان مهم دین زرتشتی است که در داوری کارهای مردم نقش دارد. سروش ایزد نیایش و پیام آور خداوند و از این رو برابر با جبرئیل در دین های سامی است
سروش
17

این نام که در اوستا به شکل رَشنوُ و در فارسی میانه رَشن آمده و به معنی دادگر . این ایزد با مهر و سروش همکار است ؛ در داوری کارهای مردمان در آن جهان . رشن ترازوی سنجش کردار را در دست دارد و مراقب است که این ترازو به اندازه مویی لغزش نکند
رَشن
18

از واژه اوستایی فروشی و در فارسی میانه فرَوَهَر آمده است . از نیروهای درونی انسان که پس از در گذشت ، به همراه نیرو های دیگر، یعنی روان و وجدان ، از تن جدا می شود و به جهان مینوی باز می گردد.
فروردین
19

در اوستا و ِر ِثرَغنَ و فارسی میانه وَرَهران و در فارسی امروز بهرام شده است . وی از ایزدان بزرگ زرتشتی و به همراه مهر، نگاهبان پیمان است و کیفر دهنده ی پیمان شکنان . بهرام ایزد پیروزی نیز است و جنگاوران روزگار باستان به هنگام نبرد از وی یاری می جستند . وی نگاهبانی مسافران را هم بر عهده دارد.
وَرَهرام
20

این نام در اوستا به شکل رامَن یا رامَ  و در فارسی میانه رامِشن آمده .وی از جمله ایزدان زرتشتی است که در روز داوری نقش دارد
رام
21

این نام در اوستا واتَ ،در فارسی میانه وات و در فارسی امروزی باد است . وی ایزد و نگاهبان باد و نیز ازدواج است
باد
22

روز بیست و سوم هر ماه زرتشتی؛ چنان که گفته شد از آن خداوند است که با نام دی و به همراه نام روز پس از آن ، در این جا دین، نامگذاری می شود . این روز به سبب نام گذاری بنام پروردگار ، روز خوش یمن شمرده شده و اغلب کارها از جمله خرید و فروش را در این روز نیک دانسته اند
دی بدین
23

از نام اوستایی دَاِنا . دین عمومَ به معنای کیش و آیین هم به کار می رود ولی معنی اصلی آن وجدان و شخصیت معنوی انسان است
دین
24

در اوستا اَشی وَنگ هوای یعنی اَشی نیک و در فارسی میانه اَرت و فارسی امروزی اَرد گویند . این نام که معنی توانگری و بخشایش و برکت را نیز دارد، بر ایزد بانویی نهاده شده که نگاهبان دارای و مال مردمان است
اَرد
25

در اوستا به شکل اَرشتات آمده و به معنی درستی است.
اَشتاد
26

در اوستا به شکل اَسمَن و در فارسی میانه و امروز آسمان گویند. این ایزد نگهبان سپهر گردون را بر عهده دارد
آسمان
27

این نام در اوستا به صورت زام،در فارسی میانه زَمیگ و فارسی امروزی زمین آمده است. وی ایزد نگهبان زمین و اغلب همراه آسمان است . زمین در دین زرتشتی اهمیتی بسیار دارد و همواره بر حفظ و پاکیزه داشتن آن سفارش شده است.
زامیاد
28

در اوستا مانترَسپِنتَ، فارسی میانه اَمَهرَسپنت و فارسی امروز ماراسپند آمده است .این نام به معنی کلام فزونی بخش است. وی ایزد و نگاهبان آب است
مانترَه سپَند
29

در اوستا اَنَغرِرَاوچَ به معنی روشنی های بی پایان. در فارسی میانه اَنغران و فارسی امروزی اَنیران آمده است.این نام بر ایزدی خوانده شده که او نگاهبان پیمان ازدواج نیز دانسته اند
اَنارم
30







امیدوارم که مورد قبول شما قرار گرفته باشد در این جا خواهشی از شما
من تا به این جا از هیچ کدام از شما عزیزان درخواست دادن نظر نکرده بودم
اما من در هنگام نوشتن این مطلب بسیار خسته شدم از شما خواهش دارم با
دادن نظراتتون در رابطه با این مطلب و یا تارنمای جدید ما این خستگی
را از تن من بیرون کنید


همگی شما عزیزان را به پروردگار عاشق می سپارم

بدرود

نوشته شده توسط آرش